آیا مسموم کردن امام حسن علیه السلام به دستور معاویه بود ؟

سؤال کننده: على اکبر سلیمی

پاسخ:

طبق روایات بسیارى که در کتاب‌هاى شیعه و سنى وجود دارد، معاویة بن أبى سفیان سمّى را براى جعده دختر اشعث بن قیس، همان منافقی که در تمام حوادث زمان امیرمؤمنان علیه السلام نقش اساسى داشت، فرستاد و به او وعده داد که اگر امام حسن علیه السلام را به شهادت برسانى، تو را به ازدواج پسرم یزید درمى آورم. جعده نیز دستور معاویه را اجرا کرد و آن حضرت را در حالى که روزه داشت و براى افطار به خانه آمده بود، با زهرى که معاویه فرستاده بود به شهادت رساند.

مقدمه:

قبل از ورود به اصل بحث و آوردن مدارک مطلب فوق، لازم است که به صورت مختصر در باره جایگاه و مقام امام مجتبى علیه السلام و نیز حکم دشمنى با آن حضرت را از دیدگاه رسول خدا بیان کنیم.

امام حسن (ع)‌ محبوب خدا و رسول خدا (ص)

امام مجتبى علیه السلام سبط اکبر رسول خدا صلى الله علیه وآله، مقام و منزلت عظیمى در نزد پیام‌آور خدا داشت؛ به طورى که آن حضرت نوه عزیزش را بر دوش مى‌گرفت و مى‌فرمود: خدایا من او را دوست دارم، تو نیز او را دوست داشته باش. ادامه »

آیا پیامبر اسلام (ص) مسموم از دنیا رفت ؟

پاسخ:

دانشمندان مسلمان در باره این که پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم چگونه از دنیا رفت، دیدگاه‌هاى گوناگونى دارند؛ بسیارى از علماى شیعه و سنى معتقدند که آن حضرت را مسموم کردند و همین سم در بدن آن حضرت اثر کرده و او را به شهادت رسانده است.

حاکم نیشابورى عالم معروف اهل سنت در کتاب معتبر المستدرک على الصحیحین مى‌نویسد:

ثنا داود بن یزید الأودی قال سمعت الشعبی یقول والله لقد سم رسول الله صلى الله علیه وسلم وسم أبو بکر الصدیق وقتل عمر بن الخطاب صبرا وقتل عثمان بن عفان صبرا ادامه »

آیا عمر بن خطاب، آرزوى فضائل امیرمؤمنان علیه السلام را داشته است؟

سؤال کننده: مهدی شجاعی

پاسخ:

این روایت را احمد بن حنبل و دیگر بزرگان اهل سنت با تعبیرات مختلف و سند‌هاى متعدد نقل کرده‌اند که سند روایت احمد بن حنبل و طحاوى معتبر است:

۱۱۲۳ (۹۷۸)- [۱۱۲۳] حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ طَیْفُورٍ، قثنا قُتَیْبَةُ، نا یَعْقُوبُ، عَنْ سُهَیْلِ بْنِ أَبِی صَالِحٍ، عَنْ أَبِیهِ، أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ، قَالَ:

«لَقَدْ أُوتِیَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثَلاثًا، لأَنْ أَکُونَ أُوتِیتُهَا أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ إِعْطَاءِ حُمْرِ النَّعَمِ جِوَارُ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِی الْمَسْجِدِ، وَالرَّایَةُ یَوْمَ خَیْبَرَ، وَالثَّالِثَةُ نَسِیَهَا سُهَیْلٌ»

عمر بن خطاب گفت: به على بن أبى طالب (علیه السلام) سه ویژگى داده شده است که اگر من آن‌ها را داشتم، از داشتن شترهاى سرخ مو بهتر بود: همسایه‌گى رسول خدا در مسجد، دادن پرچم در روز خیبر. سومى را سهیل فراموش کرد. ادامه »

پرسش: ایران در آستانه ظهور ، در چه وضعیتی قرار دارد ؟

  

پاسخ: با توجه به روایات می‌توان شرایط ایران را تا حدودی این گونه ترسیم کرد: «دانش و معارف دین اسلام و مکتب تشیع، از ایران و قم، به جهانیان صادر می‌شود. لذا موقعیت علمی ایران ممتاز است و اصلی ترین مرکز دین اهل بیت(ع) خواهد بود. در روایتی از وجود مقدس امام صادق(ع) نقل شده است: «به زودی، کوفه، از مؤمنان خالی می‌گردد و دانش مانند ماری که در سوراخش پنهان می‌شود، از آن شهر رخت برمی‌بندد؛ سپس علم ظاهر می‌شود در شهری به نام قم؛ آن شهر معدن علم و فضل می‌گردد ادامه »

تحلیل تاریخچه شکل‌گیری بابیت و بهائیت به روایت آیت الله مصباح یزدی

 

به گزارش ادیان نیوز، رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ضمن تحلیل و بررسی پیشینه دو فرقه انحرافی بابیت و بهائیت، گمراهی را خطری در کمین همه افراد جامعه دانست. آیت الله محمد تقی مصباح‌یزدی در دیدار طلاب جامعةالزهرا(س) در بخشی از سخنان خود گفت: کسی که با استفاده از موقعیتی که در اختیارش است شبهه ای را مطرح کند، این باعث تزلزل افکار در بخش عظیمی از جامعه و مردم می شود و چه بسا اگر مواجهه و مقابله صریح با آن نشود ممکن است فتنه عظیمی را ایجاد کند. ادامه »

پرسش: چطور حضرت چنین عمر طولانی دارند ؟ با ادله اثبات کنید؟ چگونه این همه مصائب را تحمل می کنند ؟

 

پاسخ: سؤال شما از چند بخش تشکیل میشود که باید به چند مطلب توجه کرد:

یکم. شیعه معتقد است در هر زمان باید حجت خدا وجود داشته باشد. این حجت یا پیامبر خداست و یا وصی او. و چون ما خاتمیت پیامبر اسلام(ص) و وصایت و امامت امامان دوازدهگانه معصوم را پذیرفتهایم، بنابراین، بعد از رحلت آن بزرگوار امامان یکی پس از دیگری به مقام امامت رسیده و حجت خدا در میان مردم در زمان خود بودند. و چون یازده امام از امامان شربت شهادت نوشیدند، بنابراین امام دوازدهم حجت خداوند خواهد بود و امام زمان میباشند. ادامه »

پرسش: به نظر شما آثار اعقاد به مهدویت چیست ؟

 

پاسخ: آثار فردی:

۱٫ ایجاد و تقویت و استحکام اعتقاد به توحید و عدل الهی؛ ایجاد عدالت کامل و رفع هرگونه ظلم در جهان می‌تواند اعتقاد به توحید و اجرای عدالت را که از اسول اعتقادی دین اسلام و سایر ادیان الهی است، به اثبات برساند و باعث اعتقاد فردی می‌شود؛

۲٫ ایجاد امید به زندگی و صبر در مقابل ناملایمات بخاطر فردای روشن؛

۳٫ ایجاد حرکت مضاعف و شور و نشاط بیشتر در مسیر زندگی فردی؛

۴٫ ارتباط معنوی دائم با احساس حضور امام معصومی که ناظر بر اعمال انسان است؛

۵٫ رشد و تکامل تربیتی در اخلاق و رفتار و سایر شئون زندگی؛ ادامه »

پیرمردی که در احساسش گم شد

 

آن اتفاق بیش از آنچه بتوان تصورش را کرد، غافلگیر کننده بود و حالا که پیرمرد داشت راه حمام تا خانه‌اش را زیر آفتاب داغ طی می‌کرد، نمی‌دانست به درستی چه حسی دارد. شاید کمی ناراحت بود.
«نه، چرا ناراحت؟ مگر نه اینکه همیشه آرزوی دیدنش را داشتم؟»
این را پیرمرد با خودش زمزمه کرد وقتی که پیچ کوچه را رد می‌کرد.
شادی؟ شاید این حس شادی بود که داشت وجودش را به هم می‌فشرد.

ادامه »

توهین‌های خطیب سعودی به شیعیان

توهین‌های خطیب سعودی به شیعیان و پاسخ حسن الصفار توهین‌های خطیب سعودی به شیعیان و پاسخ حسن الصفار راسخون : در پی حوادث مناطق شیعه‌نشین عربستان خطیب جمعه مسجد النبی(ص) به شیعیان حمله کرده و آنها توهین کرد که شیخ حسن الصفار رهبر شیعیان عربستان به او پاسخ گفت. به گزارش راسخون به نقل از فارس، پس از حوادث اخیر در منطقه شیعه‌نشین العوامیه که نظامیان آل‌سعود در آن به راهپیمایان حمله کرده و موجب کشته شدن تعدادی از مردم شدند، خطبای وهابی نیز در نماز جمعه روز گذشته به شیعیان و عقاید آنان حمله کردند. در مهمترین حمله «شیخ علی الحذیفی» خطیب جمعه مسجد النبی(ص) در این مسجد شریف و در برابر دو میلیون نفر و در کنار مضجع پیامبراسلام(ص) شیعیان را رافضی خوانده و آنان را کافر و خارج شده از دین خدا دانست و در سخنان توهین‌آمیز گفته است: ادامه »

دومین جشنواره وقف ،چشمه همیشه جاری

معاون فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه با اشاره به اینکه آثار برگزیده اولین جشنواره وقف چشمه همیشه جاری در ۲۰۰۰ امامزاده در هفته وقف به نمایش در خواهد آمد گفت: هدف این است که آثار در اختیار عموم مردم قرار گیرد تا از این طریق سنت حسنه وقف تبلیغ و ترویج شود .

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان اوقاف و امور خیریه، حجت الاسلام و المسلمین احمد شرفخانی، معاون فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه پیش ظهر امروز ۱۸مرداد ماه در نشست خبری خود با اصحاب رسانه که در محل این سازمان برگزار شد با تبیین اهداف و برنامه های دومین جشنواره «وقف؛ چشمه  همیشه جاری» گفت: این جشنواره، سال گذشته در شش رشته از جمله رشته های فرهنگی، هنری، عکاسی، فیلم و فیلمنامه، هنرهای تجسمی و… برگزار شد  که شاهد استقبال پرشور هنرمندان و فرهیختگان بودیم. ادامه »

مقدمات ظهور

 

بدون شک پیش از ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) علامات و نشانههایى پدید خواهد آمد که طى روایات زیادى از زمان رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) و امیرالمؤمنین(علیه السلام)تا زمان خود مولا امام زمان(علیه السلام) بر آنها تأکید مىشده است.

الف ـ برخى از این نشانهها مربوط به پدیدههاى طبیعى است: همچون بروز طاعون، خشکسالى، کسوف و خسوف در رمضان و برخى دیگر مربوط به پدیدههاى اجتماعى مىباشد; مانند بروز جنگهاى متعدّد، خروج سفیانى، فساد اجتماعى و دستهاى دیگر پدیدههاى غیر طبیعى ویژهاى است: چون صیحه آسمانى، سرخى آتشگونهاى در آسمان، فرو رفتن لشکرى در زمین. ادامه »

سنت انتظار

 

از آن زمان که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) سخن از جهانى شدن آیین توحید، به دست حضرت مهدى(علیه السلام)، به میان آورد و نوید غلبه اسلام بر تمامى ادیان را به مسلمانان داد، و بهترین عبادت را انتظار فرج اسلام و مسلمین به حساب آورد، مسلمانان دیده انتظار به راه دولت کریمهاى دوختند که در آن اسلام و اسلامیان عزّت مىیابند و کفر و نفاق به ذلّت و زبونى گرفتار مىآیند.

در دوران پس از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) نیز، هر زمان که فتنه خلفاى جور شدت مىگرفت، پیشوایان معصوم (علیهم السلام) مىکوشیدند با انگیزش انتظار، امید را در دلهاى ستم دیدگان زنده نگه دارند وشور مقاومت و مبارزه را در وجودشان بر انگیزانند.

چنانکه امیرالمؤمنین على (علیه السلام) به اصحاب خویش مىفرمود:

«انتظروا الفرج، و لاتیأسوا من روح اللّه، فاِنَّ احب الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج (إلى أن قال:) الأخذ بأمرنا معنا غداً فى حظیرة القدس و المنتظر لأمرنا کالمتشحّط بدمه فى سبیل اللّه.» ادامه »

وظیفه شیعیان در دوران غیبت

 

شدّت فتنه ها و کثرت ابتلائات و فزونى مشاکل و انحرافات در دوره غیبت حضرت مهدى(علیه السلام)، اقتضا مىکند که ایمان آوردگان و پیروان ولایت همواره بر حذر بوده، و نسبت به عقیده و عمل خویش مراقبت بیشترى داشته باشند. در این باب، نکاتى چند از کلام معصومین سلام اللّهعلیهم، دقت و تعمّق بیشترى مىطلبد:

الف) تمسک به ریسمان ولایت:

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«یأتى على النّاس زمان یغیب عنهم امامهم»، زمانى بر مردم فرا رسد که پیشواى شان غایب گردد. ادامه »

موعود موجود عالم (امام مهدی علیه السلام)

بمناسبت ایّام ولادت سراسر نور منجی عالم بشریّت(عج)،بر آن شدیم تا با دسته بندی برخی جملات حضرت استاد از کتاب امام مهدی(ع) موجود موعود در مورد آن امام والا مقام بهره گیریم.از خداوند متعال تعجیل در فرج آن حضرت را مسئلت داریم:

  • امام باقر(علیه‌السلام) در پاسخ پرسشی درباره فضیلت شب نیمه شعبان فرمود که با فضیلت‏ترین شب پس از لیلة القدر شب نیمه شعبان است که خداوند در این شب فضل خویش را بر بندگانش ارزانی می‏دارد و با منّ و کرم خود آنان را می‏آمرزد، پس برای نزدیکی به خدای سبحان در این شب بکوشید چون خداوند سوگند یاد کرده است که هیچ سائلی را تا وقتی که امر ناپسند و گناهی نخواسته است‏محروم نگرداند. امام مهدی موجودموعود ص ۶۱ ادامه »

جعفر کذاب کیست ؟ گذری بر دیدگاه سران بهائی در مورد وی

 

جعفر پسر امام هادی ( ع ) و برادر امام حسن عسکری بود که پس از امام عسکری ( ع ) هوس ریاست بر سرش افتاد به همین جهت خواست بر جنازه برادرش نماز بخواند تا بر شیعیان مسلم شود که او امام و رهبر شیعیان است ، خلیفه عباسی هم برای ایجاد اختلاف بین شیعیان و دست پیدا کردن به جانشین امام حسن عسکری ( ع ) به او کمک کرد و بخشی از اموال امام را به او واگذار نمود و از همین جهت است که حضرت ولیعصر ( عج ) مصداق حدیث (( یقسم میراثه و هو حی )) گردید یعنی ارث او تقسیم می شود در حالی که زنده است . <  کمال الدین صفحه ۳۱۷ >
اما شیعیان که معیار شناخت امام را در اختیار داشتند به نادرستی و فریبکاری او پی برده و از اطرافش پراکنده شدند… ادامه »

مـروری بر پیدایش فـرقه بهـاییت

 نویسنده: ثریا شهسواری

در زمان عبدالبهاء بر تعداد بهاییان ایران افزوده شد ، در این زمان علاوه بر یهودیان، زرتشتیان نیز از

عمده‌ترین گروهی بودند که پیرو کیش بهاییت شدند. چنانچه اسماعیل رایین می‌نویسد :«غالب ب

هایی‌های ایران یهودیان و زرتشتیان هستند و مسلمانانی که به این فرقه گرویده‌اند در اقلیت

می‌باشند»… ادامه »

جلوگیرى از گسترش فضایل حضرت على علیه السلام

امام علی (ع)

تاریخ بشریت کمتر شخصیتى را چون حضرت على (علیه السلام) سراغ دارد که دوست و دشمن دست به دست هم دهند تا فضایل برجسته و صفات عالى او را مخفى و مکتوم سازند و مع الوصف ، نقل مکارم و ذکر مناقب او عالم را پر کند.

دشمن کینه و عداوت او را به دل گرفت و از روى بدخواهى در اخفاى مقامات و مراتب بلند او کوشیده ، و دوست که از صمیم دل به او مهر مى ورزید، از ترس آزار و اعدام ، چاره اى نداشت جز آنکه لب فرو بندد، و به مودّت و محبت او تظاهر نکند و سخنى درباره وى بر زبان نیاورد.

تلاشهاى ناجوانمردانه خاندان اموى در محو آثار و فضایل خاندان علوى فراموش ناشدنى است. کافى بود کسى به دوستى حضرت على (علیه السلام) متهم شود و دو نفر از همان قماش که پیرامون دستگاه حکومت ننگین وقت گرد آمده بودند به این دوستى گواهى دهند؛ آن گاه ، فوراً نام او از فهرست کارمندان دولت حذف مى شد و حقوق او را از بیت المال قطع مى کردند. ادامه »

تعصبات ناروا نسبت به حضرت علی (علیه السلام)

امام علی (ع)

فداکارى امیر مؤمنان (علیه السلام) در شبى که خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله) از طرف آدمکشان قریش محاضره شده بود امرى نیست که بتوان آن را انکار کرد و یا کوچک شمرد. خداوند براى اینکه به این رویداد تاریخى رنگ ابدى و جاودانى بخشد درقرآن مجید (سوره بقره ، آیه ۲۰۷) از آن یاد کرده است و مفسران بزرگ نیز در تفسیر آیه مربوط به این واقعه به نزول آن در شأن حضرت على (علیه السلام) اشاره کرده اند. ولى افرادى که بر تعصب و بغض به حضرت على (علیه السلام)دارند به دست و پا افتاده اند تا این فضیلت بزرگ تاریخى را چنان تفسیر کنند که از عظمت فداکارى آن حضرت بکاهند. ادامه »

آیات وارده در شأن علی علیه السلام در منابع اهل سنت

امام علی (ع)

آیات فراوانى را علماى اهل سنت در شأن امام علی علیه السلام ـ تفسیر کرده اند و در تأیید آن روایاتى را از پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله آورده اند به طورى که بعضى از علماى اهل تسنن مانند ابن حجر، خطیب بغدادى، سیوطى، گنجى شافعى، ابن عساکر، شیخ سلیمان قندوزى حنفى و… از ابن عباس روایت کرده اند که گفت: “نَزَلَتْ فِى علی ثَلاثُ مِائَةِ آیة”(۱)در شأن علی علیه السلام ـ سیصد آیه نازل شده است.

و گروه دیگرى از علما عامّه از یزید بن رمّان چنین روایت کرده اند:) گفت: «تعداد آیاتى که در شأن علی علیه السلام ـ نازل شده در مورد هیچ کس نازل نشده است.» (۲)

  ادامه »

نقش و کارکرد دین

کاربرد مهم دین اینست که مایه سعادت آدمی می باشد دین در تمام افراد و در همه ازمنه بیش از هر چیز دیگری مؤثر است و تنها راه سعادت بشر می باشد و صلح و آرامش تنها در سایه دین به وجود می آید و دین است که باعث فداکاری افراد می شود. و تنها دین است که باعث پیشرفت نهضتها می گردد به همین خاطر و از این جهت پیشوایان نهضت های جهان و زمامداران مقتدر عالم برای پیشرفت خود همواره به دین و امور مذهبی متوسل گشته اند .

داستان هجوم به خانه علی(علیه السلام)!

اسناد اهل تسنن در شهادت زهرا(سلام الله علیها) 

پس از شهادت نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) و ماجرای سقیفه که البته در این نوشتار مجال پرداختن بدان نیست، بیعت گرفتن برای خلیفه آغاز شد. و این آغاز ماجرای شهادت زهرا(سلام الله علیها) بود. براساس اسناد اهل سنت و شیعه هنگامی که علی(علیه السلام) از بیعت با ابوبکر کناره گیری کرد

 حضرت فاطمه زهرا (س)

ایام شهادت بزرگ بانویی است که شاید نخستین وجه هویت او آن است که دخت گرامی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بوده است. مسلمانان همواره تا ابد داغ مصیبت عظیم را در دل خواهند داشت و چقدر می تواند خوب باشد اگر به تاریخ رجوع کنیم مستندات واقعه شهادت زهرا (سلام الله علیها) را از ذیل روایات مسلمانان از شیعه و اهل تسنن بیرون بکشیم!

پس از شهادت نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) و ماجرای سقیفه که البته در این نوشتار مجال پرداختن بدان نیست، بیعت گرفتن برای خلیفه آغاز شد. و این آغاز ماجرای شهادت زهرا(سلام الله علیها) بود. براساس اسناد اهل سنت و شیعه هنگامی که علی(علیه السلام) از بیعت با ابوبکر کناره گیری کرد، ابوبکر، عمر بن خطاب را به سوی علی(علیه السلام) فرستاد و گفت: او را با سخت ترین تندی و عتاب(برای بیعت گرفتن) به نزد من بیاور. عین عبارت البلاذری از علمای اهل تسنن در کتاب انساب الاشراف چنین است: «بعث ابوبکر عمر بن الخطاب الی علی(علیه السلام) حین قعد عن بیعته و قال ائتنی به بأعنف العنف …(۱) ادامه »

آتش بر در خانه حضرت زهرا علیهاالسلام!

آتش بر در خانه حضرت زهرا علیهاالسلام!

اسناد تاریخی اهل سنت در شهادت زهرا(سلام الله علیها)!

چه کسی است که گواهی ندهد که خانه فاطمه(سلام الله علیها) خانه رسول خداست و حرمت منزل او حرمت منزل پیامبر. این سوال بی پاسخ در همه تاریخ مانده است! چه کسی پاسخش را می دهد؟! جز دل های سوخته و آه های حسرت! ننگ بر پیشانی مسلمانان که با دختر رسول خدا پس از او، چنین کردند

حضرت فاطمه زهرا

 در این نوشتار به بررسی  اسنادی در این واقعه تاریخی می پردازیم.

 

ادامه »

شخصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) در کلام وحی

سخن گفتن از شخصیتى که داراى عظمتى ویژه و پرورشى نمونه و حضورى همه جانبه در تمام جهات انسانیت است، عشق و عجز را به همراه خود‌می‌آورد. زنان مطرح در قرآن، هریک شاخص‌هاى ویژه‌اى داشته‌اند و فاطمه، خود به تنهایى همه آن شاخص‌ها را با خود به همراه دارد.

فاطمه، بانویى است چون مریم، پاک و مطهر ـ داراى ارتقاى روحى و معنوی؛ چون بلقیس، با علم و درایت؛ چون زنان معاصر با حضرت موسی، حاضر در تمام لحظات حساس و سرنوشت‌ساز؛ چون هاجر، صبور و با استقامت.

فاطمه، نه تنها، تمامى اینها را در خود، جمع داشت، بلکه خود، حقیقت حُسن و تجسم عینى آن بود و از این بالاتر، او بهترین اهل زمین بود. و از این نیز فراتر، او محور هستى و انگیزه خلقت عالم، اعم از آسمان و زمین و جن بود: ادامه »

“بی‎حیایی” آفت جامعه و دین ما (سلسله مباحث اخلاقی آیت الله آقامجتبی تهرانی

 

 

مقدّمه ای در مورد مباحث اخلاقی : آشنایی به مباحث اخلاقی، نیاز به مقدماتی دارد که ما را در بهره گیری هر چه بیشتر از مباحث یاری میدهد. ۱٫کیفیت سیر مباحث اخلاقی : مباحث اخلاقی بر محور قوای درونی انسانی، یعنی قوه شهوت، غضب و وهم مطرح می‎شود. مباحث اخلاقی این‎طور هستند

ادامه »

دیدگاه اسلام در زمینه کتک زدن کودکان

بسمه تعالی 

دیدگاه اسلام در زمینه کتک زدن کودکان

پرسش: آیا از دیدگاه اسلام کتک زدن کودک به شکل گیری شخصیت او کمک می کند؟

پاسخ:

به این سوال از دو طریق می توان پاسخ داد: ادامه »

نقش معلم درتربیت کودک

 

 

 

 

نقش معلم درتربیت کودک

در کلاسی که هدف تولید علم است، دانش آموز فردی فعال در روند یادگیری می باشد. برای هر کودکی در هر سطحی از توانایی که باشد، چنانچه محیطی فراهم شود که راه های مختلفی را برای کشف و تجربه ی دنیا و محیط پیرامون در اختیار وی قرار دهد، فرصتی فراهم می شود که حتی بتواند محدودیت های موجود در یادگیری را تا حدی جبران کند.دانش آموزی که دارای محدودیت هایی در یادگیری است، هم با کودکان همسن خود مشابهت هایی دارد و هم تفاوت هایی.

ادامه »

نقش خانواده در تربیت کودک

نقش تربیتی والدین:
روش های تربیتی کودک در جوامع مختلف و زمان های متفاوت از تنوع بسیاری برخوردار است. والدین می توانند برای کودک خود نقش بهترین معلم و الگو را به عهده داشته باشند. «کوپر اسمیت»، نتیجه مطالعه و تحقیق خود را این گونه بیان کرده است: «پسرانی که از عزت نفس  بالایی برخوردارند، معمولاً دارای والدینی هستند که اعتماد به نفس،  ثبات هیجانی و اتکای به خود از ویژگی های شخصیتی آنان به شمار می رود و در اعمال پرورش و تربیت فرزندان،  بین آنها و فرزندانشان توافق کاملی مشاهده می شود».

مکتب انسان ساز اسلام از دیرباز بر روابط سالم و مهرآمیز والدین با یکدیگر تأکید داشته،

 

ادامه »

ذوالفقارت سایه بر بحرین کن/ شیعه جز دستت ندارد تکیه گاه

شعر جدید کاظم رستمی بمناسبت شهادت حضرت زهرا(س)
ذوالفقارت سایه بر بحرین کن/ شیعه جز دستت ندارد تکیه گاه

 

کاظم رستمی، منتقد ادبی و شاعر جوان شعری برای ایام فاطمیه سروده که بوی بحرین و غربت شیعه و غربت انقلاب دارد.

وی که در شش سال گذشته دبیر کنگره سراسری شعر دفاع مقدس نیز بود، سال گذشته به همراه علی محمد مودب، در واکنش به فتنه مجموعه اشعاری را با عنوان “مسئله بیست و دوم خرداد نبود، مسئله بیست و دوم بهمن بود”، منتشر کرد که با استقبال بزرگان شعر و هنر انقلاب مواجه شد.

در ادامه متن کامل این شعر زیبا و حماسی را که او در اختیار رجانیوز قرار داد، می‌خوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

قال رسول الله(صل الله علیه و آله):

ان الله یرضی لرضا فاطمة ویغضب لغضبها

ادامه »

دختر رسول خدا علیهاالسلام الگوی امام زمان(عج)

السلام علیک یا فاطمه الزهراء

 

حضرت فاطمه (س)از دیدگاه قرآن


هر چند عمر کوتاهی داشت اما در همین عمر کوتاه به گونه ای زیست که زندگیش سراسر سرمشق شد؛ سرمشق برای یک عمر زندگی عارفانه و عاشقانه، زندگی مملو از نورانیت و صمیمیت، و زندگی سرشار از موفقیت و زندگی با احساس مسئولیت کردن به آنچه در پیرامونش می گذشت.


ادامه »

بخوانید وقضاوت کنید آیا این حرف ها عاقلانه می باشند؟

فتوای عجیب یک وهابی درباره بچه دار شدن از راه دور!   وهابی ها قسم یاد کرده اند که اسلام را به کلی عوض کنند و هر روز از خودشان فتاوای جدیدی صادر می کنند بدعت گذاری آنان در اسلام به قدری شایع و طبیعی شده که برخی از این فتاوی به آیینیهودیت و مسحیت بیشتر گرایش دارد و بعضی از فتاوایشان هم اصلا به هیچ دینی نمی توان ارتباط داد.

  ادامه »

ایران کشتار شیعیان بحرین را تحمل نمی کند

  

 

 

 

۲۵۷نماینده مجلس با صدور بیانیه ای، دخالت خون بار عربستان در بحرین را برای حاکمیت نامشروع رژیم سعودی دارای عواقب خطرناکی دانستند.
در این بیانیه که محمد دهقان، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی آن را قرائت کرد، آمده است: با خیزش ملت های مسلمان برخی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا علیه دیکتاتورهای حاکم و سرنگونی حاکمان اصلی مصر و تونس و تهدید منافع نامشروع آمریکا و اسرائیل غاصب در منطقه، تلاش و توطئه این قدرت های ستمکار برای جلوگیری از تهدید بیشتر منافع خود افزایش یافته است که سفرهای پی در پی مقامات آمریکا به مصر و برنامه ریزی برای دخالت نظامی در لیبی بخشی از این تلاش های مذبوحانه است.
حضور وزیر دفاع آمریکا در بحرین که منجر به تحریک حکام منطقه، افزایش خشونت و لشکرکشی عربستان سعودی و برخوردهای خشن پلیس بحرین با مردم شد، نمونه دیگری از این تلاش های ناجوانمردانه شیطان بزرگ و وابستگان این رژیم جنایتکار است که حمایت آمریکا از جنایات حاکمان بحرین و سایر حکام کشورهای عربی و اسلامی بار دیگر نفاق و دروغگویی مدعیان حقوق بشر و دموکراسی را آشکار نموده است.
ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی با محکوم نمودن جنایات آمریکا و حاکمان بحرین، لیبی و یمن در این مرحله حساس از قیام ملت ها، موارد ذیل را اعلام می نماییم:

ادامه »

لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است

لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است

خبرگزاری فارس:سید حمید رضا برقعی شاعر جوان اهل بیت علیهم السلام، تازه‌ترین شعر خود را به حماسه برادران بحرینی تقدیم کرده است.

به گزارش خبرنگار گروه “فضای مجازی ” خبرگزاری فارس به نقل از رسا، سید حمید رضا برقعی شاعر جوان اهل بیت علیهم السلام، تازه‌ترین شعر خود را به حماسه برادران بحرینی تقدیم کرده است.

باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است

مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است

بحر آرام دگر باره خروشان شده است

ساحل خفته پر از لولو مرجان شده است

دشمن از وادی قرآن و نماز آمده است

لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است ادامه »

حرمت خون مسلمان

 

حرمت خون مسلمان به رسول گرامی اسلام خبر رسید که یک نفر مسلمان کشته شده و جسدش در محل «جهینه» افتاده است. حضرت حرکت کرد و مردمی که از این واقعه باخبر شدند نیز آمدند تا به کشته رسیدند.
حضرت فرمود: قاتل او کیست؟ عرض کردند: ای رسول خدا! ما نمی دانیم.آن حضرت از روی شگفتی فرمود: کشته ای در بین مسلمانان افتاده باشد و قاتلش پیدا نباشد؟ سوگند به خدایی که مرا به پیامبری برگزیده،اگر اهل آسمانها و زمین در خون یک نفر مسلمان شرکت کنند و به آن راضی باشند، به درستی که خداوند همه آنها را عذاب خواهد فرمود و به آتش جهنم خواهد انداخت.حال این همه خون که بناحق برزمین ریخته می شود چه کسی باید پاسخگو باشد.

وهابیت وفتوی کشتار شیعیان در بحرین

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا [إِمَامِنَا] وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ [آلِ مُحَمَّدٍ] وَ أَعِنَّا عَلَى ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ بِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ وَ سُلْطَانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَ رَحْمَةٍ مِنْکَ تُجَلِّلُنَاهَا وَ عَافِیَةٍ مِنْکَ تُلْبِسُنَاهَا بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
امروزه دشمنان اسلام اعم از یهود ومسیحیت به همراهی عوامل سرسپرده خود وحاکمان ظالم کشورهای اسلامی ظلم وستم را به نهایت وسرحد ممکن رسانده اند

که اصلا تصورآن ممکن نبودوالان سازمانهای بین المللی شاهد این جنایات هولناک می باشند ولی درکمال بی شرمی سکوت کردند واجازه می دهند اشخاص جاهل وحیوان صفت که خود را عالم می دانند فتوی به کشتار مردم بیگناه در بحرین بدهند واینگونه جنایت وکشتار بی رحمانه ای راه بیندازند.نمی دانم این افرادی که برمسند فتوی در کشور سعودبن فیصل نشسته اندفردای قیامت چه پاسخی برای پیامبراسلام صلی الله علیه واله وسلم خواهند داشت.اگر بپرسندبه چه دلیل کسانی که معتقد به خداوند واسلام وقرآن هستند وروبه قبله شما نماز می خوانند به قتل می رسانید .این کار فقط باعث خوشنودی اربابان امرکایی واسراییلی تان می شود که ان شا الله غضب الهی شامل حال شما وانها  خواهد شد وآه مظلومان وداغ دیدگان دامانتان راخواهدگرفت .مگرتاریخ فراموش می کند جنایات اسلافتان را در واقعه کربلا که هر جنایتی را برای خاموش کردن چراغ هدایت واز بین بردن سفینه النجاه امت فروگذار نکردید آنروزها رسانه ها وخبرگزاریهانبودکه تمم وقایع راثبت کند ولی الان همه شاهدند ومی بینند وقضاوت می کنند .می گویید شیعه در جریان عاشورا دروغ پردازی می کند .می گوییم در بحرین چه خبراست در لیبی چه می گذرد علی عبدالله ناصالح در یمن چه می کند آیا اینها هم دروغ است وای به حالتان کسی که امت خود را که باید تکیه گاهش باد بکشد گور خودرا کنده است وبایدآماده نابوده باشد.به امید رهایی امت اسلام از شر مستکبرین وحکام ظالم .

شیطان در قرآن و روایات

کلمۀ شیطان از مادۀ « شطن » گرفته شده و « شاطن » به معنی « خبث و پست » آمده و شیطان به موجود سرکش اطلاق می شود ، اعم از انسان و یا جن و یا جنبندگان دیگر ، و به معنی روح شریر نیز آمده است که حقیقت همه اینها به یک معنی مشترک بازگشت می کنند. باید دانست که « شیطان » اسم عام ( اسم جنس ) است ، در حالی که « ابلیس » اسم خاص ( علم ) می باشد. ادامه »

چگونگی وجود جن و امکان ارتباط با انسان

باسلام به محضرشما پدرگرامی وتشکر ازارسال سوالات فرزند عزیزتان ماعین سوالات را نقل می کنیم وپاسخ

می دهیم .

۱- وجود جن چگونه است ؟
۲- آیا ارتباط انسان و جن امکان دارد ؟
۳- و اگر دارد، چگونه ؟
۴- آیا جن هم مثل انسان به غذا و … نیاز دارد ؟
۵- و سایر اطلاعات بیشتر در این مورد ؟ ادامه »

حضور ملت‌ها در صحنه، تیغ زورگویی قدرت‌ها را کُند می‌کند

آیت‌الله خامنه‌ای صبح دیروز دوشنبه در دیدار مسوولان و کارگزاران نظام، سفیران کشورهای اسلامی و قشرهای مختلف مردم، با تبریک میلاد مسعود پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌وسلم ) و صادق آل محمد (علیه السلام )، بیداری برخی ملت‌های منطقه را نشانه افزایش ظرفیت بشر برای بهره مندی از خورشید حیات بخش «اسلام و پیامبر گرامی اسلام» خواندند و تأکید کردند: دردهای ملت‌های منطقه، تنها با کوتاه کردن دست شیطان بزرگ امریکا از سرنوشت ملت‌ها و کشورها، علاج خواهد شد.

به گزارش استوا،رهبر انقلاب اسلامی، ولادت نبی مکرم اسلام را فجر درخشانی در زندگی بشر دانستند و افزودند: هر قدر معرفت بشر، عمیق‌تر و ظرفیت انسان در طول تاریخ بیشتر شود، برکات سعادت بخش بعثت پیامبر اسلام، در سرنوشت جوامع انسانی آشکارتر خواهد شد و امروز، نشانه‌های این حقیقت درخشان، در منطقه قابل مشاهده است. ادامه »

چهل حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام

حدیث اول :
من أحب لله و أبغض لله و أعطی لله فهو ممن کمل إیمانه .
امام جعفر صادق (ع) : هر که برای خدا دوست دارد و برای خدا دشمن دارد و برای خدا عطاء کند ، از کسانی است که ایمانش کامل است .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۸۹

حدیث دوم :
ان المسلمین یلتقیان ، فافضلهما أشدهما حبا لصاحبه .
امام جعفر صادق (ع) : از دو مسلمان که به هم برخورد می کند آن که دیگری را بیشتر دوست دارد بهتر است .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۹۳

حدیث سوم :
جعل الخیر کله فی بیت و جعل مفتاحه الزهد فی الدنیا .
امام جعفر صادق (ع) : همه خیر در خانه ای نهاده شده و کلیدش را زهد و بی رغبتی به دنیا قرار داده اند .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۹۴

حدیث چهارم:
اذا أراد الله بعبد خیرا زهده فی الدنیا و فقهه فی الدین و بصره عیوبها و من أوتیهن فقد أوتی خیر الدنیا و الاخرة .
امام جعفر صادق (ع) : چون خدا خیر بنده ای را خواهد او را نسبت به دنیا بی رغبت و نسبت به دین دانشمند کند و به دنیا بینایش سازد و به هر که این خصلتها داده شود خیر دنیا و آخرت داده شده .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۹۶ ادامه »

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی: نگذارید معارف اسلام ناب …..

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی با ابراز خرسندی از تولید نرم‌افزار جامع فقه اهل بیت‌(ع)، گفتند: در دنیای پیشرفته امروز، نگذاریم معارف اسلام ناب و مکتب غنی تشیع مغفول بماند. به گزارش خبر معارف، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی، در مراسم رونمایی از نرم افزار جامع فقه اهل بیت(ع)۲، که در محل سالن همایش های مرکز کامپیوتری تحقیقات علوم اسلامی نور برگزار شد، اظهار داشتند: هر چه برنامه های تولید نرم افزارها، بیشتر توسعه پیدا کند و زمینه آشنایی مردم و حوزه ها به فقه اهل بیت(ع) بیشتر شود، موجب افتخار و سرافرازی جامعه و رضایت امام زمان(عج) خواهد بود.

معظم له، تصریح کردند: این گونه نرم افزارها برای تحصیل، تحقیق، مطالعه، تدریس و …، بسیار مؤثر خواهد بود و نبود آن با توجه به شرایطی که بر دنیا حاکم است، نقصی برای روحانیت و حوزه های علمیه محسوب می‌شود. ادامه »

نیاز به معنویت درجامعه امروزی

در نظر تحلیل‌گران، مطلبات جدی بشر در زمینه‌های مذکور علت اوج گیری گرایش‌های اسلامی طی سال‌های اخیر در سطح جهان است.

در میان عوامل گرایش انسان عصر حاضر به اسلام، برخی از آنها برجسته‌ترند؛ که عطش معنوی انسان معاصر و نیاز شدید او به مکتبی جامع، جهت پاسخ به پرسش‌های اساسی حیات و سامان دهی جامعه آشفته بشری، از این دسته عوامل‌اند. در نظر تحلیل‌گران، مطلبات جدی بشر در زمینه‌های مذکور علت اوج گیری گرایش‌های اسلامی طی سال‌های اخیر در سطح جهان است.

حضرت امام خمینی(ره) در پیام تاریخی خود به گورباچف با تصریح به لزوم پناه آوردن بشر به آغوش پر مهر شریعت اسلام، متذکر گردیدند که مکاتب عادی و دست ساخته بشر نمی‌تواند بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت که اساسی ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است به درآورد.

از دیدگاه امام(ره) محرومیت انسان از تعالیم اسلام او را در دام دردهای رنج آوری چون عدم اعتقاد به معنویت گرفتار نموده و باعث تضییع و تباهی مصالح عالیه حیات مادی و معنوی او نیز گردیده است. ادامه »

فتوایی تاریخی ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای اخیرا با صدور فتوایی تاریخی توهین به عایشه

ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای اخیرا با صدور فتوایی تاریخی توهین به عایشه همسر پیامبر اکرم (ص)و هر یک از نمادهای اسلامی اهل تسنن را حرام اعلام کردند. این فتوا ، با استقبال گسترده در جهان اسلام مواجه شده است.

حضرت آیت الله خامنه ای در پاسخ به استفتائی اعلام کردند: ” اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمد(ص) -می شود. ” ادامه »

فرجام تلخ قرآن سوزی

نویسنده:غلامرضا مهتدی

ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یسْتَهْزِئُونَ(الروم/۱۰)

آنگاه سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخره گرفتند!

در جاهلیت مدرن، بار دیگر سپاهیان ابرهه، این بار از سرزمین شیطان بزرگ، سوار بر اریکه جهالت به مصاف نور و روشنایی تاختند.شب پرستان، به سر کردگی پدر نادانی، ابوجهل زمان، تری جونز، کشیش مالیخولیایی و دیوانه رفتار فلوریدایی، سنگ فتنه از منجنیق دنائت و کج فهمی به سوی کتاب آفتاب آفرین فرقان و صحیفه به حق ناطق قرآن افکندند. و صد البته باز به روشنی پیداست که هزیمت، سرنوشت محتوم این نبرد ناخجسته است.

دنیای غرب به مَثَل، شخص نادانی را ماننده است که با جهد بیهوده می‌کوشد تا بر سطح آب نقشی بیافریند و هر بار موجی می‌آید و این نقش را بر هم می‌زند.

این اولین بار نیست که یاوران صهیون با تمام کوتاه دستی، این چنین درازدستی می‌کنند، به یقین آخرین بار نیز نخواهد بود.

پیش از این نیز از جانب این خصم نابکار بر ساحت این صحیفه آسمانی، اهانت‌های بسیار رفته است اما مگر شعاع آفتاب را می‌توان کشت؟ ادامه »

اهمیت شناخت خداوند کریم

بسم الله الرحمن الرحیم
اهمیت شناخت خداوندکریم
اهمیت علم و شناخت علاوه بر آن که فطری و عقلی  است، مورد تأیید وحی نیز می‌باشد. قرآن با تایید این حکم عقلی و فطری، انسانهای دانا و نادان را یکسان نمی داند:
« هَلْ یسْتَوی الَّذینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لَا یعْلَمُونَ » (زمر/۹)
« آیا کسانی که می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟ »
از سوی دیگر قرآن انسان‌هایی را که از ابزارهای شناخت خود بهره کافی  نمی‌گیرند نکوهش کرده آنان را همانند چهارپایان بلکه گمراهتر  می‌داند:
« وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَ الإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْینٌ لاَّ یبْـــصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ آذَانٌ لاَّ یسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُــمْ أَضَـلُّ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ » (اعراف/۱۷۹) ادامه »

تازه‌سروده‌ای از حامد حجتی به مناسبت فاجعه قرآن‌سوزی

تازه‌سروده‌ای از حامد حجتی به مناسبت فاجعه قرآن‌سوزی

قرآن به نیزه بود علی گفت ای جهان
قرآن ناطق است کنون در حضورتان

این برگ‌های مصحف قرآن که بر نی است
در جان من نشانده خداوند آسمان

قرآن منم که آیه تطهیر با من است
قرآن علی است سوره کوثر عدیل آن

در پلک‌های من شب «والیل» روز شد
«والشمس» از نگاه پر از نور من عیان

تکرار آیه‌های «هم الغالبون» منم ادامه »

وهابیت وتخریب قبور متبرکه

قبل از تسلط وهابیها بر حجاز، قبور مدفون در بقیع و پاره‏ای قبور دیگر در مکه و مدینه دارای گنبد و بارگاه و فرش و شمعدان و چراغ و قندیل بوده است. بسیاری از کسانی که قبل از آن آنجا را دیده‏اند، وضع بنا و دیگر خصوصیات مربوط به مقابر را با ذکر جزئیات و احیانا با ارائه تصاویری در گنبد و بارگاه آنها، در سفرنامه‏های خود ذکر کرده‏اند.
بیانیه علمای مکه و نجد
علمای مکه در راس آنها، شیخ عبدالقادر شیبی کلیددار خانه کعبه، به دیدن ابن‌سعود آمدند، ابن سعود سخنانی ایراد کرد و در ضمن آن از دعوت محمد بن عبدالوهاب یاد کرد و اظهار داشت که احکام دینی ما، طبق فقه احمد بن حنبل است، حال اگر این سخنان در نزد شما پذیرفته است، بیایید تا برای عمل کردن به کتاب خدا و سنت‌خلفای راشدین با یکدیگر بیعت کنیم. همه با او بیعت کردند. ادامه »

معنی این حدیث چیست ؟ حُبُّ عَلِیٍّ حَسَنَةٌ لَا یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَةٌ وَبُغْضُ عَلِیٍّ سَیِّئَةٌ لَا یَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة. «دوستى على حسنه‏اى است که با داشتن آن، سیئه زیانى ….

توضیح سؤال:‌

از رسول خدا صلى الله علیه وآله در باره امام على علیه السلام نقل شده‌است:

حُبُّ عَلِیٍّ حَسَنَةٌ لَا یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَةٌ وَبُغْضُ عَلِیٍّ سَیِّئَةٌ لَا یَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة.

«دوستى على حسنه‏اى است که با داشتن آن، سیئه زیانى نمى‏رساند و دشمنى على سیئه‏اى است که با وجود آن حسنه سودى ندارد.»

خواهشمندیم پاسخ دهید:

اولاً: مقصود از این روایت که مى‌گوید:‌ با وجود عشق و محبت على علیه السلام هیچ گناهى ضرر نمى‌رساند، چیست؟

ثانیاً: آیا انسان بدون این‌که نماز و اعمال واجب دیگرى را انجام دهد و فقط محبت على علیه السلام را داشته باشد کافى است؟ اگر کار برد محبت على علیه السلام تا این حد است؛ پس ایمان به خدا و پیامبر و همه عقاید دینى و تکالیف و احکام شرعى ساقط است و غیر از دوستى على علیه السلام در شریعت اسلام چیزى دیگر باقى نمى‌ماند! یا مقصود چیزى دیگر است؟

نقد و بررسی

این شبهه در دو قسمت قابل بررسى است:

قسمت اول: تبیین مقصود روایت؛

قسمت دوم: عدم سقوط انجام بقیه تکالیف با وجود عشق و محبت على علیه السلام.

بررسی طرق نقل روایت

قبل از بررسى مطالب فوق، لازم است طرق این روایت را که از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل کرده‌اند؛‌ متذکر ‌شویم.

آیت الله العظمى مرعشى نجفى (ره) در شرح احقاق الحق، ج ۷، ص۲۵۸، این روایت را از سه طریق نقل کرده که در هر طریق، تعدادى از محدثان اهل سنت وجود دارد:

الف: از طریق معاذ بن جبل:

این روایت را شیخ منتجب الدین ابن بابویه در الأربعون حدیثا، ص ۴۴، با این سند آورده است.

أنا أبو زرعة عبد الکریم بن إسحاق بن سهلویه ، بقراءتی علیه : أنا أبو القاسم عبد الرحمان بن الحسن بن علیک : أنا أبو سعد أحمد بن محمد بن حفص المالینی الحافظ . أخبرنا أبو الحسن أحمد بن علی بن أحمد الرفاء : نا أبو عروبة الحسین بن محمد بن مودود : نا المسیب بن واضح : نا نقبة بن الولید ، عن ثور بن یزید ، عن خالد بن معدان ، عن معاذ بن جبل قال رسول الله صلی الله علیه وآله: حُبُّ عَلِیٍّ حَسَنَةٌ لَا یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَةٌ وَبُغْضُ عَلِیٍّ سَیِّئَةٌ لَا یَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة.

گروهى از محدثان این روایت را از معاذ نقل کرده‌اند:

۱٫ علامه محمد صالح الکشفى الترمذى الحنفى، المناقب المرتضویة، ص ۹۲ چاپ بمبئی)؛

۲٫ علامه المناوى، محمد عبد الرؤوف بن على بن زین العابدین (متوفاى ۱۰۳۱هـ)، کنوز الحقائق فى حدیث خیر الخلائق ، ص ۶۷ – ۵۷ ؛

۳٫ علامه منیر محمد البدخشى در مفتاح النجاة فى مناقب آل العباء ص ۶۱ مخطوط؛

۴٫ علامه القندوزى الحنفى ، الشیخ سلیمان بن إبراهیم (متوفاى۱۲۹۴هـ) ینابیع المودة لذوى القربى، ج ۲ ص ۲۹۲؛

۵٫ علامه فاضل الدین محمد بن محمد بن إسحاق الحموینى الخراسانى در مناهج الفاضلین، ص ۳۷۷ مخطوط؛

۶٫ علامه الشیخ عبید الله الامرتسرى الحنفى در أرجح المطالب، ص ۵۱۹ و ۵۱۲ چاپ لاهور؛

۷٫ علامه عبد الرحمن بن عبد السلام بن عبد الرحمن بن عثمان (متوفاى ۸۹۴ هـ)، نزهة المجالس ومنتخب النفائس، ج ۲، ص ۲۰۷ چاپ قاهرة.

ایشان در آخر روایت به جاى کلمه (‌سیئة)‌ »معصیة» دارد.

ب: از طریق انس بن مالک:

از این طریق نیز جماعتى این روایت را نقل کرده‌اند:

۱٫ علامه خطیب الخوارزمى، الموفق بن أحمد بن محمد المکى (متوفای۵۶۸هـ) در المناقب، ج ۱، ص ۶۳ .

سلسه سند روایت طبق نقل خوارزمى اینگونه است:

قال: أنبأنی مهذب الأئمة أبو المظفر عبد الملک بن علی بن محمد الهمدانی، أخبرنی أحمد بن نصر بن أحمد، أخبرنی سلیمان بن أحمد الطبرانی، حدثنی عمرو بن حمرة أبو أسد القیسی، حدثنی خلف بن مهران، حدثنا أبو الربیع، عن أنس بن مالک قال: قال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم: حُبُّ عَلِیٍّ حَسَنَةٌ لَا یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَةٌ وَبُغْضُ عَلِیٍّ سَیِّئَةٌ لَا یَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة.

۲٫ علامه فاضل الدین محمد بن محمد بن إسحاق الحموینى الخراسانى در مناهج الفاضلین ص ۳۷۷ مخطوط؛

۳٫ علامه قندوزى، الشیخ سلیمان بن إبراهیم (متوفاى۱۲۹۴هـ) در ینابیع المودة لذوى القربى، ج ۱، ص ۳۷۵

ج: از طریق ابن عباس:

از طریق ابن عباس نیز گروهى از محدثین روایت را نقل کرده‌اند؛ از جمله علامه موصلى حنفى که مشهور به ابن حسنویه است؛ در کتاب بحر المناقب، ص۷ اینگونه آورده‌ است:

عن عبد الله بن عباس رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم حُبُّ عَلِیٍّ حَسَنَةٌ لَا یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَةٌ وَبُغْضُ عَلِیٍّ سَیِّئَةٌ لَا یَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة.

د: از طریق ابن عمر:

زین الدین على بن یوسف بن جبر از علماى قرن هفتم، طریق دیگرى را نیز براى این روایت ذکر کرده و تصریح نموده است که جماعتى این روایت را از عبد الله ابن عمر نقل کرده اند:

وجماعة عن ابن عمر قال: قال النبی علیه السلام : حب علی بن أبی طالب حسنة لا تضر معها سیئة ، وبغضه سیئة لا تنفع معها حسنة.

زین الدین علی بن یوسف بن جبر، (متوفای قرن هفتم)؛ نهج الإیمان، ص ۴۴۹، تحقیق: السید أحمد الحسینی، ناشر: مجتمع إمام هادی (ع)ـ مشهد، الطبعة الأولى۱۴۱۸هـ

این ها طرقى بود که بزرگان گذشته از محدثان فریقین این روایت را نقل کرده‌اند و محدثان بعد از آنها نیز در جوامع روائى مفصل آورده‌اند.

بررسی اعتبار طرق این روایات:

اولاً: اگر روایتى به سندهاى متعدد نقل شد؛‌ تعدد سند، موجب استفاضه و اعتبار سند مى‌شود (حتى در باب الزامیات) و در نتیجه آن روایت معتبر است.

براى روشن شدن مسأله لازم است که در ابتدا خبر مستفیض را تعریف و سپس اعتبار روایت مستفیض را بررسى کنیم.

شهید ثانى در تعریف خبر مستفیض مى‌گوید:

ثم هو: أی خبر الواحد. مستفیض: إن ، زادت رواته عن ثلاثة فی کل مرتبة، أو زادت عن اثنین عند بعضهم.

خبر واحد در صورتى مستفیض است که در هر مرتبه راویانش از سه تا بیشتر باشد و بعضى گفته‌اند از دو تا بیشتر باشد.

العاملی، زین الدین بن علی بن أحمد الجبعی (متوفای۹۶۵هـ) الرعایة فی علم الدرایة،  ص ۶۹، تحقیق : عبد الحسین محمد علی بقال،  ناشر : مکتبة آیة الله العظمى المرعشی النجفی – قم، الطبعة الثانیة ۱۴۰۸

خبر مستفیض، در منابع دیگر درایة‌ الحدیث نیز همین گونه تعریف شده است به جهت رعایت اختصار از ذکر آنها خود دارى مى‌کنیم.

با توجه به تعریف فوق، این روایت در زمره‌ى خبر مستفیض است و طبق نظر بزرگان، احتیاح به بررسى سندى نیست.

آقاضیا عراقى در باره خبر مستفیض مى‌گوید:

استفاضتها کافیة فی الوثوق الاجمالی بصدور بعضها،

مستفیض بودن خبر در وثوق اجمالى به صدور بعض روایت کافى است.

العراقی، آقا ضیاء الدین (متوفای ۱۳۶۱هـ) تعلیقة على العروة، ص ۲۱۵، تحقیق و ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین ـ قم المشرفة، الطبعة الأولى ۱۴۱۰

صاحب جواهر مى‌گوید:

… فلا ریب فی استفاضتها بحیث تستغنی عن ملاحظة السند کما هو واضح.

بدون شک، استفاضه‌ خبر، از بررسى سند انسان را بى نیاز مى‌کند و این مطلب روشن است.

النجفی، الشیخ محمد حسن (متوفاى۱۲۶۶هـ)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۱۰ ص ۲۸۶، تحقیق: الشیخ عباس القوچانی، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، طهران، الطبعة: الثالثة،‌ ۱۳۶۷ش.

آقا رضا همدانى در باره خبر مستفیض گفته است:

واستفاضة هذه الأخبار مغنیة عن البحث عن سندها … .

الهمدانی، آقا رضا، (متوفای: ۱۳۲۲) مصباح الفقیه، ج ۲، ص ۳۷۵ ، ناشر: انتشارات مکتبة النجاح- طهران، توضیحات : طبعة حجریة.

بنابراین با توجه به تعدد طرق این روایت، حتى اگر فرض کنیم همه آن‌ها ضعیف باشند، بازهم طبق این قاعده نیازى به بررسى سندى ندارد و حجت مى‌شود .

ثانیاً: روایاتى که در باب مناقب و فضائل وارد مى‌شود نیازى به تصحیح و بررسى سند ندارد و حتى علماى اهل سنت و از جمله احمد بن حنبل گفته است: ما در باب فضائل صحابه سخت گیرى نمى‌کنیم. یعنى برفرض این که در باب مناقب روایت ضعیف هم باشد؛ طبق آن عمل مى‌شود.

مقدسى مى‌گوید :

فصل فی العمل بالحدیث الضعیف وروایته والتساهل فی أحادیث الفضائل دون ما تثبت به الأحکام والحلال والحرام والحاجة إلى السنة وکونها بیانا للقرآن یحب اتباعه.

ولأجل الآثار المذکورة فی الفصل قبل هذا ینبغی الإشارة إلى ذکر العمل بالحدیث الضعیف والذی قطع به غیر واحد ممن صنف فی علوم الحدیث حکایة عن العلماء أنه یعمل بالحدیث الضعیف فیما لیس فیه تحلیل ولا تحریم کالفضائل وعن الإمام أحمد ما یوافق هذا …

قبل از بیان آثارى که در این فصل ذکر شده سزاوار است که به مسأله عمل به حدیث ضعیف اشاره شود. آنچه را که علماى علوم حدیث قطع دارند این است که به حدیث ضعیفى که در مورد حلال و حرام نباشد بر طبق آن عمل مى‌شود؛ مانند روایاتى که در باب فضائل است. و از امام احمد موافق این نظر نقل شده است.

المقدسی، الإمام أبی عبد الله محمد بن مفلح (متوفای ۷۶۳هـ) ،الآداب الشرعیة والمنح المرعیة ج ۲ ، ص ۲۸۵، تحقیق : شعیب الأرنؤوط / عمر القیام، دار النشر : مؤسسة الرسالة – بیروت ، الطبعة الثانیة ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۶م

علاء الدین مرداوى حنبلى نیز همین مطلب را در کتابش آورده است.

المرداوی المقدسی الحنبلی، علاء الدین أبو الحسن علی بن سلیمان بن احمد بن محمد (متوفای۸۸۵ هـ)، التحبیر شرح التحریر فی أصول الفقه ، ج ۴، ص ۱۹۴۴، تحقیق : د. عبد الرحمن الجبرین، د. عوض القرنی، د. أحمد السراح ، ناشر : مکتبة الرشد – السعودیة / الریاض ، الطبعة : الأولى ، ۱۴۲۱هـ ـ ۲۰۰۰م

نووى نیز مى‌گوید :

أهل العلم متفقون على العمل بالضعیف فی غیر الأحکام وأصول العقائد.

علماء در عمل به خبر ضعیفى که در باره احکام و اصول عقائد نباشد؛ اتفاق دارند.

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفای۶۷۶ هـ)، المجموع، ج ۵ ، ص ۶۲، ناشر: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، التکملة الثانیة.

و از آن جائى که این روایات یکى از مناقب امیر مؤمنان علیه السلام را بیان مى‌کند، طبق این قاعده حتى اگر همه آن‌ها هم ضعیف باشند ، حجت مى‌شوند.

نتیجه: روایاتى که ثابت مى‌کند : گناه و عصیان، با وجود محبت و دوستى امیرمؤمنان علیه السلام ضررى به شخص نمى‌رساند، قابل قبول هستند.

پاسخ قسمت اول:

مقصود از ضرر نرساندن سیئه با وجود محبت علی علیه السلام.

بزرگان علماء‌ شیعه این روایت را در جوامع حدیثى شان نقل کرده‌ و در ضمن توجیه و تفسیر هم کرده‌اند.  ما هم پاسخ این سؤال را از زبان این بزرگان بیان مى‌کنیم:

۱٫ مقصود از ضرر ، ضرر نسبی است

زین الدین على بن یوسف بن جبر در تأویل این روایت مى فرماید:

مقصود این است که دوستى امیرمؤمنان علیه السلام ایمان به خدا و دشمنى او کفر به خدا است؛ از این رو، محب على اگر مرتکب گناهى شد؛‌ فقط گرفتار کیفر مقطعى است که با شفاعت حل شدنى است؛ اما اگر کسى به جاى دوستى با امیرمؤمنان علیه السلام، دشمنى او را در دل داشته باشد و گرفتار گناه شود؛ چون ایمان کامل ندارد، مستحق عذاب دائمى است و روزنه‌اى از شفاعت هم براى او باز نیست.

بنابراین، گناه و عصیان با وجود محبت امیرمؤمنان علیه السلام، ضررش نسبت به کسى که هم دشمن آن حضرت است و هم گناه مى‌کند، کمتر و عقوبت آن نیز خفیف‌تر است ؛ تا آن جا که مى‌توان گفت با وجود شفاعت امیرمؤمنان علیه السلام هیچ ضررى ندارد.

زین الدین على بن یوسف بن جبر از علماى قرن هفتم شیعه در این باره مى‌نویسد:

تأویل الخبر: لما کان حبه هو الإیمان بالله تعالى وبغضه هو الکفر استحق محبه الثواب الدائم ومبغضه العذاب الدائم، فإن قارن هذه المحبة سیئة استحق بها عقابا منقطعا، ومع ذلک یرجى له عفو من الله تعالى أو شفاعة من الرسول علیه السلام. وکل شئ قل ضرره بإضافته إلى ما کثر ضرره، جاز أن یقال: إنه غیر ضار، کما یقال: لا ضرر على من یحب نفسه فی مهلکة وإن تلف ماله. فحبه علیه السلام یصحح العقیدة، وصحة العقیدة تمنع من الخلود، فلا تضر سیئته کل الضرر، وبغضه یفسدها وفسادها یوجب الخلود ویحبط کل حسنة.

چون محبت على علیه السلام ایمان به خدا و دشمنى او کفر به خداست؛‌ محبان او مستحق پاداش دائمى و دشمنان او مستحق عذاب دائمى است. اگر این محبت با سیئه‌اى همراه شد به خاطر آن مستحق کیفر مقطعى مى‌شود و امید بخشش خدا وشفاعت رسول خدا صلى الله علیه وآله در مورد اوست. بنا براین ،‌ هرچیزى را که ضررش کمتر باشد نسبت به آنچه که ضررش بیشتر است؛ مى‌توان گفت او غیر مضر است. چنانچه در باره کسى که دوست دارد جانش از مهلکه‌ى نجات یابد گرچه مالش تلف شود؛ ضرر نکرده‌است.

محبت و عشق على علیه السلام عقیده را درست مى‌کند و درستى عقیده مانع از خلود در آتش است پس سیئه با وجود این محبت ضررى ندارد اما از آن طرف، دشمنى باعلى علیه السلام عقیده را فاسد مى‌کند و فساد در عقیده باعث خلود در آتش و حبط و از بین بردن تمام حسنات است.

این دانشمند دینى پس از ارائه پاسخ فوق، روایتى را از ابن مردویه نقل مى‌کند که رسول خدا صلى الله علیه وآله فرموده: کسى که ولایت على را ندارد، حتى بوى بهشت را استشمام نخواهد کرد.

وروى ابن مردویه بالإسناد عن زید بن علی عن أبیه عن جده قال: قال النبی صلى الله علیه وآله: یا علی لو أن عبدا عبد الله [مثل] ما قام نوح فی قومه، وکان له مثل أحد ذهبا فأنفقه فی سبیل الله، ومد فی عمره حتى حج ألف عام على قدمیه، ثم قتل بین الصفار والمروة مظلوما، ثم لم یوالک یا علی لم یشم ریح الجنة [ولم یدخلها]

رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود‌: اى علی! اگر بنده‌اى به مدت عمر حضرت نوح خدا را عبادت کند و همانند کوه احد طلا داشته باشد و او را در راه خدا انفاق کند و آن قدر عمرش طولانى شود که در این مدت هزار حج پیاده انجام دهد سپس بین صفا و مروه مظلوم کشته شود اما تو را دوست نداشته باشد و ولایت تو را نداشته باشد؛ بوى بهشت را استشمام نمى‌کند.

آنگاه در توضیح این روایت مى‌نویسد:

بیان: هذا الخبر [یدل على] أن العقیدة [ لو کانت ] غیر صحیحة، فکان عمله هباء منثورا، قال الله تعالى (وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ. عامِلَةٌ ناصِبَةٌ. تَصْلى‏ ناراً حامِیَة) وقال تعالى(وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً). والدلیل على أن العقیدة غیر صحیحة [ما] أثبتُّ فی هذا الکتاب من وجوب إمامته وحجته علیه السلام، فلما لم یأت المکلف بما وجب علیه من حق الإمامة فسدت عقیدة دینه فحبطت أعماله .

این روایت دلالت دارد بر اینکه اگر عقیده درست نبود عمل او همچون ذرات غبار پراکنده در هواست. خداوند فرموده است: در آن روز، چهره‏هایى زبونند، که تلاش کرده، رنج [بیهوده‏] برده‏اند. [ناچار] در آتشى سوزان درآیند.

و در جاى دیگر مى‌فرماید: و به هر گونه کارى که کرده‏اند مى‏پردازیم و آن را [چون‏] گَردى پراکنده مى‏سازیم.

دلیل بر این که عقیده دشمن على صحیح نیست و فاسد است آن چیزى است که در این کتاب وجوب امامت و حجت بودن على را اثبات کرده‌ام. بنا براین،‌ زمانیکه مکلف حق امامت را که برایش واجب است بجا نیاورد؛ عقیده دینى او فاسد و اعمالش باطل است.

زین الدین علی بن یوسف بن جبر، (متوفای قرن هفتم)؛ نهج الإیمان، ص۴۵۰ ، تحقیق: السید أحمد الحسینی، ناشر: مجتمع إمام هادی (ع)ـ مشهد، چاپ: الأولى۱۴۱۸هـ

توجیه ایشان (که با وجود محبت امیرمؤمنان علیه السلام، سیئه عذاب مقطعى و بدون محبت عقاب دائمى را به دنبال دارد) بر گرفته از روایت دیگر رسول خداست که به جاى «‌حب  علی حسنة» تعبیر «ولایة‌ علی حسنة‌» دارد.

این روایت در ذیل آیه ۸۰ سوره بقره از امام حسن عسکرى علیه السلام در تفسیر منسوب به ایشان ذکر شده و مرحوم مجلسى نیز در بحار نقل کرده‌است:

[تفسیر الإمام علیه السلام‏] فِی قَوْلِهِ تَعَالَى «وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّاماً مَعْدُودَةً» قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله: إِنَّ وَلَایَةَ عَلِیٍّ حَسَنَةٌ لَا تَضُرُّ مَعَهَا شَیْ‏ءٌ مِنَ السَّیِّئَاتِ وَإِنْ جَلَّتْ إِلَّا مَا یُصِیبُ أَهْلَهَا مِنَ التَّطْهِیرِ مِنْهَا بِمِحَنِ الدُّنْیَا وَبِبَعْضِ الْعَذَابِ فِی الْآخِرَةِ إِلَى أَنْ یَنْجُوا مِنْهَا بِشَفَاعَةِ مَوَالِیهِمُ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ وَإِنَّ وَلَایَةَ أَضْدَادِ عَلِیٍّ وَمُخَالَفَةَ عَلِیٍّ علیه السلام سَیِّئَةٌ لَا تَنْفَعُ مَعَهَا شَیْ‏ءٌ إِلَّا مَا یَنْفَعُهُمْ بِطَاعَاتِهِمْ فِی الدُّنْیَا بِالنِّعَمِ وَ الصِّحَّةِ وَالسَّعَةِ فَیَرِدُوا الْآخِرَةَ وَلَا یَکُونُ لَهُمْ إِلَّا دَائِمُ الْعَذَاب.

در ذیل آیه «وقالوا لن تمسنا النار إلا أیاما معدودة» (وگفتند جز روزهایى چند هرگز آتش به ما نخواهد رسید) فرمودند : رسول خدا (ص) فرموده‌اند که ولایت على ، حسنه‌اى است که هیچ بدى ، به همراه آن ضرر نخواهد زد ؛ حتى اگر بزرگ باشد ! جز این مصیبت که ممکن است در دنیا ، با سختى‌هاى دنیا پاک شود ، و یا با مقدارى عذاب در آخرت ، تا اینکه از آتش با شفاعت رهبران پاک و طاهرشان ، نجات پیدا کنند ؛ و ولایت دشمنان على ، و مخالفت با او ، بدى است ، که هیچ چیزى با آن سود نمى‌دهد ، مگر سودى که به خاطر عبادت در دنیا ، به صورت نعمت و سلامتى و گشایش به آنها داده شود ، و در آخرت در حالتى مى‌آیند که جز عذاب دائم ، براى آنان نیست !

المجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۸ ، ص ۳۵۲، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء، بیروت ـ لبنان، الطبعة الثانیة المصححة، ۱۴۰۳هـ – ۱۹۸۳م.

بنابراین ، نخستین معنا که از روایات اهل بیت علیهم السلام به دست مى‌آید و در کلام علما نیز ذکر شده است ، این است که:

شخصى که ولایت حضرت امیر علیه السلام را دارد، در صورتى که گناه کند، در ابتدا پاکیزه شده و سپس به بهشت مى‌رود؛ اما اگر ولایت حضرت را نداشته باشد و حتى نیکوکار نیز باشد، در دنیا پاداش آن را مى‌گیرد و در قیامت عذاب دائم خواهد داشت.

۲٫ کسی که ولایت امیرمومنان داشته باشد ، با توبه و پاک از دنیا می‌رود .

على بن یونس العاملى در تأویل این روایات مى‌گوید: محبان امیرمؤمنان علیه السلام دو دسته‌اند:‌

یک دسته کسانى هستند که با توبه از دنیا مى‌روند؛ در این صورت هیچ گناهى ندارند و پرونده عمل شان سرشار از محبت و ولایت امیرمؤمنان علیه السلام است.

دسته‌ دوم کسانى اند که موفق به توبه نشوند؛‌ اما در اثر ابتلاء به انواع گرفتاریها و بعد از امتحان، پاک از دنیا مى‌روند که در نتیجه باز هم تنها چیزى که در پرونده آن‌ها ثبت مى‌شود، محبت امیرمؤمنان علیه السلام است و هیچ گناهى به همراه ندارند.

در هر دو صورت، محبت على علیه السلام منشأ توفیق توبه و پاک شدن اوست.

وتأویل ذلک أن من أحب علیا لا یخرج من الدنیا إلا بتوبة تکفر سیئاته، فتکون ولایته خاتمة عمله، ومن لم یوفق للتوبة ابتلی بغم فی نفسه، أو حزن على ماله، أو تعسیر فی خروج روحه، حتى یخرج من الدنیا ولا ذنب له یؤاخذ به.

تأویل روایت این است که دوست دار على علیه السلام با توبه‌ که کفاره گناهان اوست از دنیا مى‌رود،‌ و ولایت على مهر صحت عمل اوست. و کسى هم که موفق به توبه نشود به انواع مواد امتحانى همانند وارد شدن مصیبت جانى،‌ اندوه بر فقدان مال یا مشکل خارج شدن روحش امتحان مى‌شود تا از دنیا بدون گناه خارج شود .

العاملی ، علی بن یونس ، (‌متوفای ۸۷۷) الصراط المستقیم، ج ۱، ص ۱۹۹، تحقیق و تصحیح: محمد الباقر البهبودی، ناشر: المکتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة، الطبعة الأولى ۱۳۸۴

۳٫ مقصود ولایت حقیقی است ، یعنی اطاعت محض:

شهید ثانى از علماى قرن نهم تحلیل دقیق ترى را در مورد این روایت دارد و به نظر ایشان دوستى امیرمؤمنان علیه السلام یک عامل قوى باز دارنده از گناه است. به این معنا که محب آن حضرت هیچ وقت به طرف گناه نمى‌رود و مطیع محض است.

وأقرب التأویلات حمله على المحبة الحقیقیة الکاملة، وهی توجب عدم ملابسة شئ ء من الذنوب البتة، لان المحب الحقیقی یؤثر رضا المحبوب کیف کان. ولا شک أن رضا علی علیه السلام فی ترک المحرمات والقیام بالواجبات، فمحبة على الحقیقة تؤثر لأجله ذلک، فلا یفعل موجب النار فیدخل الجنة، ومن خالف هوى محبوبه فمحبته معلولة.

نزدیکترین تأویل روایت این است که مراد از محبت،‌ محبت حقیقى و کامل على علیه السلام است که با هیچ گناهى مخلوط و همراه نیست؛ زیرا دوست حقیقى در پى رضایت محبوب است و بدون شک رضایت على علیه السلام در ترک محرمات و انجام واجبات است. بنابر این،‌ محبت حقیقى على علیه السلام به این خاطر مؤثر است. در نتیجه دوست دار على علیه السلام کارى را که موجب دخول در آتش شود؛ انجام نمى‌دهد و این محبت علت دخول در بهشت است.

العاملی ، زین الدین بن علی بن أحمد (متوفای ۹۶۵ ه‍ ق )، حقائق الإیمان، ص ۲۲۸  إشراف: السید محمود المرعشی تحقیق : السید مهدی الرجائی نشر : مکتبة آیة الله العظمى المرعشی النجفی العامة- قم، الطبعة الأولى ۱۴۰۹ ه‍

۴٫ مقصود از «سیئه»، گناهانی است که در غیر ارکان اسلام باشد :

شیخ ماحوذى در کتاب الاربعین توجیه این روایت را از بعض بزرگان که اسمش را نبرده این گونه بیان مى‌کند:

إنّ محبّة علی (علیه السلام) توجب الإیمان الخاصّ، والتشیّع بقول مطلق، وحینئذ لا یضرّ معه سیئة، لأنّ العصیان فی غیر الأُصول الخمسة لا یوجب الخلود فی النار، بل المفهوم من أخبارنا الواردة عن أئمّتنا (علیهم السلام): إنّ ذنوب الشیعة الإمامیة مغفورة.

محبت امام على علیه السلام باعث ایمان ویژه مى‌شود که با وجود آ‌ن هیچ سیئه‌اى ضرر نمى‌زند؛‌ زیرا محب آن  حضرت، در اصول پنجگانه عصیان نمى‌کند و عصیان در غیر اصول پنجگانه (اشاره به روایت بنى الاسلام على الخمس دارد ، و این ارکان عبارتند از نماز ، روزه ، زکات ، حج و ولایت) باعث جاودانگى در آتش نمى‌شود؛ بلکه بالاتر از آن، آنچه از روایات ائمه علیهم السلام استفاده مى‌شود این است که سایر گناهان شیعه امامیه بخشیده شده است.

الشیخ الماحوزی ،(متوفای ۱۱۲۱) الأربعین، ص ۱۰۵، تحقیق: السید مهدى رجائی

چاپخانه: أمیر- قم، الطبعة الأولى۱۴۱۷

۵٫ مقصود از «حب»، ولایت حقیقی  است که سبب شفاعت می شود:

فخر الدین طریحى نیز دوستى امیرمؤمنان علیه السلام را به ایمان کامل تفسیر کرده که با وجود آن سیئه‌ ضرر نمى‌رساند؛‌ چون با وجود حب على، امید به بخشش گناه از طریق شفاعت وجود دارد؛ بنابراین، دوستى امیرمؤمنان علیه السلام حسنه مى‌شود:

الظاهر أن المراد بالحب الحب الکامل المضاف إلیه سائر الاعمال لأنه هو الایمان الکامل حقیقة وأما ما عداه فمجاز، وإذا کان حبه إیمانا وبغضه کفرا فلا یضر مع الایمان الکامل سیئة بل تغفر إکراما لعلی (علیه السلام) ولا تنفع مع عدمه حسنة إذ لا حسنة مع عدم الایمان. وقد سبق فی «عصى» کلام للزمخشری فی توجیه «لأدخل الجنة من أطاع علیا وإن عصانی» نافع فی هذا المقام.

مراد از «حب»‌،‌ همان حب و دوستى کامل على علیه السلام است که باعث انجام بقیه اعمال نیک است و این حقیقتاً‌ همان ایمان کامل است و محبتى که اینگونه نباشد دورغین و مجازى است. پس زمانى که حب على ایمان و بغض او کفر باشد با این ایمان کامل سیئه ضرر ندارد؛ بلکه به خاطر آن حضرت بخشیده مى‌شود و با نبود حب على، حسنه‌اى به درد نمى خورد؛ ‌زیرا با نبود ایمان کامل حسنه‌ى نیست. کلام زمخشرى در توجیه روایت قدسى «لأدخل الجنة من أطاع علیا وإن عصانی»،  در بحث واژه «عصی» گذشت که این سخن را روشن  مى‌کند.

الطریحی، فخر الدین (‌ متوفای۱۰۸۵)،  مجمع البحرین ، ج ،۱ ص ۴۴۳ ، تحقیق: السید أحمد الحسینی، ناشر: مکتب النشر الثقافة الإسلامیه،‌ الطبعة الثانیة ۱۴۰۸ – ۱۳۶۷ ش

فخرالدین طریحى در ذیل واژه «عصی» مى‌گوید: زمخشرى در ذیل حدیث قدسى (لأدخل الجنة من أطاع علیا وإن عصانی وأدخل النار من عصاه وإن أطاعنی؛ کسى را که از على اطاعت نماید گرچه مرا عصیان کند؛‌ وارد بهشت مى نمایم و کسى را که او را عصیان کند گرچند مرا اطاعت کند؛ وارد آتش مى‌کنم) گفته است:

وهذا رمز حسن، وذلک ان حب علی (علیه السلام) هو الایمان الکامل والایمان الکامل لا تضر معه السیئات. قوله: (وإن عصانی) فانی أغفر له إکراما وأدخله الجنة بایمانه، فله الجنة بالایمان وله بحب علی العفو والغفران.

وقوله: (وأدخل النار من عصاه وان أطاعنی) وذلک لأنه إن لم یوال علیا فلا إیمان له وطاعته هناک مجاز لا حقیقة، لان طاعة الحقیقة هی المضاف إلیها سائر الاعمال، فمن أحب علیا فقد أطاع الله ومن أطاع الله نجا فمن أحب علیا نجا، فعلم أن حب علی هو الایمان وبغضه کفر، ولیس یوم القیامة إلا محب ومبغض، فمحبه لا سیئة له ولا حساب علیه ومن لا حساب علیه فالجنة داره، ومبغضه لا إیمان له ومن لا إیمان له لا ینظر الله إلیه بعین رحمته، وطاعته عین المعصیة وهو فی النار، فعدو علی هالک وإن جاء بحسنات العباد ومحبه ناج ولو کان فی الذنوب غارقا إلى شحمتی أذنیه وأین الذنوب مع الایمان المنیر أم أین من السیئات مع وجود الإکسیر؟ فمبغضه من العذاب لا یقال ومحبه لا یوقف ولا یقال فطوبى لأولیائه وسحقا لأعدائه.

این رمز نیکویى است که محبت على علیه السلام ایمان کامل است و با وجود ایمان کامل  سیئات زیانى نمى‌زند. معناى گفته خداوند (‌وان عصانی) این است که من او را از جهت اکرام مى‌بخشم و با این ایمانى که دارد او را وارد بهشت مى‌نمایم. پس وارد شدن او در بهشت به خاطر ایمان و بخشیده شدنش به خاطر محبت على است.

معناى فرموده خداوند: (وأدخل النار من عصاه وان أطاعنی) به خاطر این است کسى که على را دوست ندارد ایمانى ندارد و اطاعت او از من مجازى و دورغین است نه اطاعت حقیقى؛ زیرا اطاعت حقیقى در بقیه اعمال، به اضافه محبت و ولایت على است نه بدون آن. پس کسى که على را دوست داشته باشد خدا را اطاعت کرده و کسى که خدا را اطاعت کند نجات یافته است در نتیجه کسى که على را دوست دارد نجات یافته است. بنابر این دانسته شد که حب على علیه السلام ایمان و دشمنى او کفر است و روز قیامت، روز حشر دوست و دشمن است و محبان على چون گناهى ندارند حسابى ندارند و کسى که حساب ندارد جایگاهش در بهشت است. اما دشمنان على چون ایمان ندارند؛‌ خداوند به نظر رحمت به او نگاه نمى کند در این صورت اطاعت او عین معصیت است و جایگاه او در آتش خواهد بود پس دشمن على اگر چه به اندازه حسنات تمام بندگان حسنه داشت باشد هلاک شده و دوستان على اگرچه تا نرمى گوش غرق در گناه باشند؛ نجات یافته است. کجاست در قیامت خبر از گناه با این ایمان روشن و با وجود این اکسیر؟ پس در قیامت سخن دشمنان على در مقابل گناهشان شنیده نمى‌شود و دوستان او متوقف نمى‌شود و سخنى از گناه او نیست. پس خوشا به حال دوستان و بدا به حال دشمنان على علیه السلام.

الطریحی، فخر الدین (‌ متوفای۱۰۸۵)،  مجمع البحرین ، ج ۳ ، ص ۱۹۸، تحقیق : السید أحمد الحسینی، ناشر: مکتب النشر الثقافة الإسلامیه،‌ الطبعة الثانیة ۱۴۰۸ – ۱۳۶۷ ش

در این معنا باید تمام شروطى که براى شفاعت گفته شده است، در نظر گرفته شود؛ یعنى ممکن است شفاعت بعد از ورود در آتش و چشیدن طعم عذاب باشد؛ و به معنى عدم عذاب نیست! همانطور که ممکن است در دنیا به خاطر سختى‌ها، گناه او پاک شده باشد و مستحق شفاعت قبل از ورود در آتش گردد .

نتیجه:

در مجموع از این تفاسیر، سه نتیجه به دست مى‌آید :

۱٫ سیئه با وجود این ایمان که بزرگترین حسنه است سبب عقاب دائمى نمى‌شود؛ بلکه عقاب کسى که عشق و محبت امیرمؤمنان علیه السلام را دارد؛ اما گناه هم کرده‌است، مقطعى است و با شفاعت از میان خواهد رفت و به خاطر امیرمؤمنان علیه السلام بخشیده خواهد شد؛

۲٫ این ایمان کامل (عشق و محبت امیرمؤمنان علیه السلام) منشأ توفیق براى توبه و یا پاک شدن گناه از پرونده اعمال دوستان آن حضرت در اثر ابتلا به انواع امتحان ها (‌در صورت عدم توفیق توبه) است؛

۳٫ با وجود این ایمان کامل، محبان و عاشقان امیرمؤمنان علیه السلام، هرگز به طرف گناه نمى‌رود تا چه رسد به ارتکاب آن. که تحلیل شهید ثانى از روایت همین بود. در تفسیر ایشان، عشق و محبت على قوى ترین عامل باز دارنده از گناه است.

برابر این سه نتیجه، معناى روایت روشن است که دوستى و عشق به على علیه السلام حسنه است.. البته باید دقت کرد که منظور از حب، دوستى ظاهرى نیست؛‌ بلکه مراد از آن، حب قلبى است که منشأ این همه آثار عجیب انگیز است.

نکته مهم این است که از دیدگاه قرآن اگر کسى گناهى را که محیط بر اعمالش باشد مرتکب شود؛ در آتش جاودانه است و از طرف دیگر کسى که عمل صالح و حسنه‌ى انجام دهد در بهشت جاودانه است:

بَلى‏ مَنْ کَسَبَ سَیِّئَةً وَأَحاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ. وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ‏(بقره/ ۸۱- ۸۲٫)

آرى، کسى که بدى به دست آورد، و گناهش او را در میان گیرد، پس چنین کسانى اهل آتشند، و در آن ماندگار خواهند بود. و کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته کرده‏اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند.

در روایت مورد بحث نیز، بغض على،‌ به «سیئه» تعبیر شده‌‌است؛ بنابراین، کسى که بغض على را دارد طبق این آیه،‌ گرفتار عذاب جاودانى است؛ زیرا طبق خود روایت بغض على سیئه‌ا‌ى است که هیچ حسنه‌ا‌ى با وجود آن منفعت ندارد.

پاسخ قسمت دوم:

عدم سقوط انجام بقیه تکالیف با وجود عشق علی علیه السلام.

قسمت دوم شبهه، این است که اگر کاربرد دوستى امیرمؤمنان علیه السلام تا این حد است که با وجود آن سیئه ضرر ندارد؛ پس ایمان به خدا و پیامبر و همه عقائد دینى و تکالیف و احکام شرعى ساقط است و غیر از دوستى امیرمؤمنان علیه السلام در شریعت اسلام چیزى دیگرى باقى نمى‌ماند و باید هر چه توان داریم براى به دست آوردن عشق آن حضرت بکوشیم. البته پاسخ این مطلب، از آنچه در بالا مطرح شد، مشخص مى‌شود؛ اما براى تکمیل بحث پاسخ را از زبان یکى از علماى معاصر بیان مى‌کنیم.

عشق و محبت علی (ع) موجب التزام به تکالیف الهی می‌شود

ابوطالب تجلیل تبریزى از علماى فرهیخته معاصر در پاسخ این شبهه مى‌نویسد:

اگر در مورد دوستى امیرمؤمنان علیه السلام‌‌‌‌ این همه سفارش شده، به خاطر این است که او ولى خدا،‌ وصى رسول خدا، پیشواى امت از جانب خدا و محبوب ترین مردم در نزد خدا بعد از رسول خدا است. عشق و محبت او به این معنا برگرفته از عشق به خدا و پیامبر است؛ بنا براین،‌ در قلب کسى که حب و عشق به خدا پا برجا و محکم شد، به اطاعت از احکام و تکالیف الهى ملتزم مى‌شود.

أقول: لیس المراد حب علی علیه السلام لأجل شکله ومظهره، أو لأجل کونه من قبیلة فلان، أو سائر الجهات الدنیویة فحسب، بل لأجل کونه ولی الله ووصی رسوله صلى الله علیه وآله وسلم، والإمام على الأمة من قبل الله، وأحب الناس إلیه بعد رسوله. وحبه بهذه المعانی إنما ینشأ من حب الله ورسوله، وتلک رشحة من رشحات حب الله، ومن ارتکز فی قلبه حب الله یلتزم بطاعة أحکامه وتکالیفه. ومن کان مدعیا لحب علی بهذا المعنى وکان غیر مبال بأحکام الله وتکالیفه فهو کاذب فی دعوى حب علی علیه السلام.

مراد از محبت على این نیست که او را به خاطر شکل ظاهرى، زیبایى، قبیله‌اى یا سائر جهات دنیوى دوست بدارید؛‌ بلکه محبت او به این جهت است که آن حضرت، ولى خدا ، جانشین رسول خدا صلى الله علیه وآله ، پیشواى امت اسلامى از جانب خداوند و محبوب ترین مردم بعد از رسول خدا صلى الله علیه وآله در نزد خدا است.

طبق این معنا،‌ حب على نشأت گرفته از حب خدا و پیامبر یا تراوش حب خداست و کسى که در دلش حب خدا ثابت و پا برجا شد به اطاعت از احکام و تکالیف الهى ملتزم مى‌شود؛ بنا براین،‌ کسى که حب على را به این معنا مدعى است؛ اما نسبت به احکام خدا و تکالیف او توجهى ندارد؛ او در این ادعا دروغگو است.

التجلیل التبریزی ، أبو طالب ،‌ تنزیه الشیعة الإثنی عشریة عن الشبهات الواهیة ، ج۲، ص۸۳

ایشان سخن خود را در مورد این که حب على علیه السلام التزام به تکالیف الهى را به دنبال دارد؛ به این روایت استناد کرده‌است:

أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ لِی یَا جَابِرُ أَیَکْتَفِی مَنِ انْتَحَلَ التَّشَیُّعَ أَنْ یَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَأَطَاعَهُ وَمَا کَانُوا یُعْرَفُونَ یَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَالتَّخَشُّعِ وَالْأَمَانَةِ وَکَثْرَةِ ذِکْرِ اللَّهِ وَالصَّوْمِ وَالصَّلَاةِ وَالْبِرِّ بِالْوَالِدَیْنِ وَالتَّعَاهُدِ لِلْجِیرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَأَهْلِ الْمَسْکَنَةِ وَالْغَارِمِینَ وَالْأَیْتَامِ وَصِدْقِ الْحَدِیثِ وَتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَکَفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلَّا مِنْ خَیْرٍ وَکَانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِی الْأَشْیَاءِ قَالَ جَابِرٌ فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا نَعْرِفُ الْیَوْمَ أَحَداً بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَقَالَ یَا جَابِرُ لَا تَذْهَبَنَّ بِکَ الْمَذَاهِبُ حَسْبُ الرَّجُلِ أَنْ یَقُولَ أُحِبُّ عَلِیّاً وَأَتَوَلَّاهُ ثُمَّ لَا یَکُونَ مَعَ ذَلِکَ فَعَّالًا فَلَوْ قَالَ إِنِّی أُحِبُّ رَسُولَ اللَّهِ- فَرَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَیْرٌ مِنْ عَلِیٍّ علیه السلام ثُمَّ لَا یَتَّبِعُ سِیرَتَهُ وَلَا یَعْمَلُ بِسُنَّتِهِ مَا نَفَعَهُ حُبُّهُ إِیَّاهُ شَیْئاً فَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَیْسَ بَیْنَ اللَّهِ وَبَیْنَ أَحَدٍ قَرَابَةٌ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَأَکْرَمُهُمْ عَلَیْهِ أَتْقَاهُمْ وَأَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِهِ یَا جَابِرُ وَاللَّهِ مَا یُتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَتَعَالَى إِلَّا بِالطَّاعَةِ وَمَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ‏ النَّارِ وَلَا عَلَى اللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ مَنْ کَانَ لِلَّهِ مُطِیعاً فَهُوَ لَنَا وَلِیٌّ وَمَنْ کَانَ لِلَّهِ عَاصِیاً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَمَا تُنَالُ وَلَایَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَالْوَرَع.‏

جابر گوید: امام باقر علیه السّلام به من فرمود: اى جابر! آیا کسى که ادعاى تشیع مى‌کند، او را بس است که از محبت ما خانواده دم زند؟ به خدا شیعه ما نیست، جز آنکه از خدا پروا کند و او را اطاعت نماید، اى جابر! ایشان شناخته نشوند، جز با فروتنى و خشوع و امانت و بسیارى یاد خدا و روزه و نماز و نیکى به پدر و مادر و مراعات همسایگان فقیر و مستمند و قرض‌داران و یتیمان و راستى گفتار و تلاوت قرآن و بازداشتن زبان از مردم، جز از نیکى آنها، و آنها امانت نگهدار فامیل خویش باشند.

جابر مى‌گوید: عرض کردم: یا ابن رسول اللَّه! ما امروز کسى را داراى این صفات نمى‌شناسیم، فرمود: اى جابر! مبادا فریفته راه‌هاى مختلف شوى ! آیا براى مرد کافى است که بگوید، من على را دوست دارم و از او پیروى مى‌کنم، و با وجود این فعالیت دینى نکند؟! پس اگر بگوید: من رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله را دوست دارم- در حالى که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله بهتر از على علیه السّلام است- سپس از رفتار او پیروى نکند و به سنتش عمل ننماید، محبت رسول خدا صلى الله علیه وآله برایش هیچ سودى ندهد، پس از خدا پروا کنید و براى آنچه نزد خداست عمل کنید، خدا با هیچکس خویشى ندارد، دوست ترین بندگان خداى عز و جل [و گرامى ترین شان نزد او] با تقوا ترین و مطیع ترین آنهاست.

اى جابر! به خدا جز با اطاعت از خداى تبارک و تعالى تقرب نمى‌توان جست. و همراه ما برات آزادى از دوزخ نیست و هیچ کس بر خدا حجت ندارد، هر که مطیع خدا باشد دوست ما و هر که نافرمانى خدا کند دشمن ماست، ولایت ما جز با عمل کردن به ورع به دست نیاید.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای۳۲۸ هـ)، الأصول من الکافی، ج‏۲ ، ص ۷۵، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،۱۳۶۲ هـ.ش.

در این روایت حد اقل ده مورد از ویژگى شیعه و محبان امیرالمؤمنین علیه السلام بیان شده‌است و خود امام باقر علیه السلام فرموده که بین خدا و هیچ یکى از بنده قرابت و نسبتى نیست فقط وسیله این قرابت، اطاعت و تقواى الهى است ودر پایان تصریح نموده‌ که هرکه این تقواى الهى را نداشته باشد به ولایت و محبت ما دست پیدا نخواهد کرد.

نکته مهم در روایت این است که اگر کسى محبت رسول خدا صلى الله علیه وآله را که از نظر رتبه برتر از امیرمؤمنان علیه السلام است، داشته باشد؛ ولى در عمل به سنت و سیره او ملتزم نباشد‌؛‌ این محبت برایش نفعى ندارد؛ زیرا محبت او واقعى نیست؛ پس ادعاى محبت امیرمؤمنان علیه السلام نیز بدون انجام تکالیف دینى قطعاً کافى نخواهد بود.

نتیجه:

با توجه به این روایت، پاسخ این قسمت شبهه نیز روشن است و نتیجه مى‌گیریم که محبت و عشق به على علیه السلام باعث نمى‌شود که بقیه تکالیف الهى از انسان ساقط شود؛ بلکه با توجه به روایات، محبت و عشق آن حضرت باعث مى‌شود که بیشتر از گذشته به تکالیف خدا ملتزم شد؛ زیرا شخص محب و عاشق در پى کسب رضایت محبوب و دوست است و رضایت محبوب (امیرمؤمنان علیه السلام) در اطاعت از خدا و انجام تکالیف خداوند است. و اگر کسى، به دنبال اطاعت نباشد، در واقع محبت ندارد.

در قسمت گذشته ثابت شد که دوستى امیرمؤمنان علیه السلام برخواسته از عشق به خدا و رسول خدا صلى الله علیه وآله است، مى بایست این دوستى در برخوردها و اعمال خارجى انسان انعکاس داشته باشد و نخستین مظهر انعکاس آن، اطاعت از اوامر و اجتناب از نواهى خداوند است. از نظر عقلى هم به دور است کسى ادعاى محبت خدا و پیامبرش را داشته باشد اما بر خلاف دستورات عمل نماید.

قرآن کریم این مطلب را به صورت خیلى شفاف بیان کرده‌است :

قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ. (آل‏عمران/۳۱)

بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروى کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است.

در پایان، با کلامى از امام صادق علیه السلام در توضیح این معنى، مقاله خویش را به پایان مى‌بریم.

شیخ مفید از علماى برجسته شیعه در امالى آورده‌است:

حدثنا محمد بن موسى بن المتوکل (رحمه الله)، قال: حدثنا علی بن إبراهیم، عن أبیه إبراهیم بن هاشم، عن محمد بن أَبِی عُمَیْرٍ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ مَا أَحَبَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ عَصَاهُ ثُمَّ تَمَثَّلَ فَقَالَ:

تَعْصِی الْإِلَهَ وَ أَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ            هَذَا مُحَالٌ فِی الْفِعَالِ بَدِیعُ‏

لَوْ کَانَ حُبُّکَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ            إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ یُحِبُّ مُطِیع‏

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که خدا را نافرمانى کند او را دوست ندارد. سپس به این شعر مثل آورد : عصیان الهى با تظاهر حب خدا امر محال و کار بدیع است . اگر دوستى تو از راستى بود او را فرمان مى‌بردى؛ زیرا عاشق امر و گفتار محبوبش را اطاعت مى‌کند.

الشیخ المفید، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبی عبد الله العکبری، البغدادی (متوفای۴۱۳ هـ)، الأمالی، ص ۵۷۸، تحقیق الحسین أستاد ولی –  علی أکبر الغفاری، ناشر: دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع ـ بیروت، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۴هـ – ۱۹۹۳ م.

نقل شده ازسایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

قرآن و کتب آسمانی

در طول تاریخ حیات انسانی، عنایت الهی همیشه بر هدایت انسان تعلق یافته است. این عنایت، آن چنان کریمانه بوده که خداوند در ابلاغ آن بیش از ۱۲۴۰۰۰ سفیر الهی را به کار گرفته است. البته این هدایت، عمدتاً شفاهی بوده اما به فراخور حال گاه با هدایتی کتبی نیز همراه بوده است. امروزه این پیام‌های مکتوب الهی را کتب مقدس ادیان می‌نامند. از شواهد برمی‌آید که این گونه کتب در گذشته تاریخ چندان معدود نبوده‌اند. (بقره، ۲۸۵). اما هم اکنون از اکثر آنها اثری بر جای نمانده است.
(چنانکه در مجموعه ۳۹ کتابی عهد قدیم حدود ۲۵ کتاب عبری به پیامبران الهی یهودی که پس از موسی علیه‌السلام ظهور نموده‌اند نسبت داده‌شده است. پیامبرانی‌مانند ایوب، یونس، اشعیا، ارمیا، یوشع، دانیال، حجی، ذکری و…)
قرآن کتاب مقدس اسلام به عنوان کامل‌ترین و آخرین‌ پیام الهی توجه وافری به کتب برجسته ادیان الهی پیش از خود نموده است؛ کتبی همچون صحف ابراهیم، تورات موسی، زبور داود و انجیل عیسی که هریک در تاریخ، تاثیرات برجسته‌ای بر هدایت الهی انسان داشته‌اند.
این ویژگی برای درک هویت قرآن و پیشینه تعالیم آن، امری بسیار مهم و تعیین‌کننده است. قرآن صریحاً تاکید دارد که آنچه او می‌گوید ادامه تعالیم هدایت‌بخش کتب آسمانی پیشین می‌باشد (انعام، ۹۲) اما در یک سطح بالاتر و برتر (یونس، ۳۷). قرآن به اصل کتب مقدس احترام می‌گذارد و تعالیم راستین آنها را نور و هدایتی از جانب خداوند معرفی می‌نماید (مائده، ۴۴و۴۶) اما در ضمن اشاره دارد که کتب کنونی آکنده از تحریف‌های متعددی است که توسط معاندین یا عالمان منحرف و فاسد بر پیکره آنها وارد شده و تعالیم آنها را مسموم ساخته است.(بقره، ۷۹)
عنایت قرآن به کتب مقدس ادیان الهی پیشین برای ما مسلمانان امر مهمی است چون گذشته از بیان وجه ارتباط و اشتراک مسلمانان با پیروان ادیان ابراهیمی، تبیین‌کننده جایگاه و رابطه ارزشی تعالیم اسلام نسبت به ادیان آسمانی پیشین نیز می‌باشد. البته این کتب در دیدگاه قرآن از لحاظ اهمیت در یک مرتبه نیستند، بلکه قرآن به تورات و انجیل اهمیت بیش‌تری داده و در آیات متعددی به آنها اشاره نموده و داستان‌های متعددی نیز از رویدادهای تاریخ یهودیان ومسیحیان، ذکر کرده است که همگی گویای اهمیت دادن قرآن به آنها می‌باشد. این امر از آن باب است که اساساً دین اسلام، ادیان آسمانی پیشین مخصوصاً مسیحیت و یهودیت را قسمتی از روند رشد خود در طول تاریخ می‌خواند (یونس، ۳۷) و ظهور اسلام را امری معقول و کاملاً منتظره می‌داند (صف، ۳ تا ۶). لذا مومن واقعی در دیدگاه قرآن آن است که نه تنها به قرآن و رسالت پیامبر اکرم صلی‌الله ‌علیه ‌و آله ایمان بیاورد بلکه به تمام پیامبران الهی علیهم‌‌السلام و کتاب‌های آسمانی آنها ایمان داشته باشد (بقره، ۲۸۵) چون قرآن همه پیامبران از آدم تا خاتم صلی‌الله‌ علیه ‌و آله را مسلمان دانسته و هیچ فرقی بین تعالیم آنها قائل نیست (بقره، ۱۳۶) مگر در مراتب اکمال.
با این بیان، مناسب است تا بر دیدگاه قرآن نسبت به کتب مقدس و بخصوص دو کتاب تورات و انجیل، نظری داشته باشیم.
تورات و انجیل در قرآن
در قرآن ۱۸ بار نام تورات و ۱۲ بار نام انجیل ذکر شده و این غیر از مواردی می‌باشد که تلویحاً به آنها اشاره گردیده است. (المعجم، به ترتیب ص۱۵۸ و ۶۸۸). قرآن اساساً این کتب مقدس را آسمانی نامیده و آنها را همچون قرآن، نازل شده از جانب خداوند می‌خواند:
- همانا ما(خداوند) تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است.(مائده،۴۴)
- و بخشیدیم انجیل را که در آن هدایت و نور می‌باشد.(مائده،۴۶)
در آیه‌ای دیگر در خصوص یکسانی شأنیت قرآن، تورات و انجیل می‌فرماید:
- الله (خدایی است که) نیست خدایی مگر او که زنده و پاینده است و نازل کرد کتاب (قرآن) را براستی، که دلیل راستی کتب (آسمانی پیش از خود است که هم اکنون) در دست شماست و تورات و انجیل را از پیش نازل کرد برای هدایت مردم(آل‌عمران،۲و۳)
از این مهم‌تر آن که قرآن تمام پیامبران پیشین علیهم‌‌السلام را مسلمان و موحد نامید و تعالیم آنان را بدون توجه به فاصله تاریخی و مقتضیات زمانی آنان در یک راستا و مشابه هم دانسته است:- بگویید که ما مسلمین به خدا ایمان آوردیم و به آنچه از کتب آسمانی به ما نازل شده و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانشان و بر آنچه به موسی و عیسی عطا شده و به همه آنچه بر پیغمبران از جانب خداوند آورده‌اند ایمان داریم و میان هیچ یک از پیغمبران فرق نگذاریم و ما تسلیم او هستیم.(بقره،۱۳۶)
بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که قرآن ریشه و اساس کتب مقدس ادیان الهی پیشین را نازل شده از سوی خداوند می‌داند و اساس تورات و انجیل را حق و صحیح می‌خواند، لذا به مسلمانان می‌آموزد که نسبت به آنها ایمان و احترام داشته باشند.
اما این سوال به صورت جدی مطرح است که آیا انجیل و تورات موجود، واقعاً ماهیتی الهی داشته و قابل پیروی هستند؟ امروزه این این سوال حتی بین یهودیان و مسیحیان نیز به طور جدی مطرح است (بوکای، مقدمه). در پاسخ باید گفت قرآن در آیاتی صریحاً به تحریف و دگرگونی آنها اشاره نموده و قسمت‌هایی از آن را زاییده دست روحبانان و روحانیان دینی آنها می‌خواند.
(البته باید توجه داشت که فاصله زمانی قرآن با کتب مقدس پیشین نسبتاً زیاد بوده است، چنانکه پیدایش اصل تورات در حدود ۱۷۰۰ سال و انجیل حدود ۶۰۰ سال پیش از زمان نزول قرآن بوده است.)
- پس وای بر کسانی که به دست خود (مطلبی) می‌نویسند و سپس می‌گویند که این مطلب از سوی خداست. (بقره،۷۹)

و در مواردی نیز اشاره دارد که اصل کتب مقدس دور از دسترس مردم قرار دارد و آنان تنها توهم و تصوراتی از آن دارند که نه تنها راهنمای آنان نیست بلکه عامل گمراهی‌شان نیز گردیده است.
- و از آنها(یهودیان) افرادی عوام(بی‌سواد) وجود دارند که از کتاب (تورات) به جز تصورات و تمنیات خود چیزی نمی‌دانند.(بقره،۷۸)
باید توجه داشت که اینگونه آیات تلویحاً بر این امر تاکید دارند که هرچند اساس و ریشه ادیان الهی پیشین همگی بر حق است و تعالیم اسلام در راستای تعالیم آنها نازل و تدوین گردیده است، لیکن قرآن و به طور کلی دین اسلام، نسبت به آنها در مرتبه اکمال و اتمام قرار داشته و خود نسخه‌ای نهائی، کامل و جامع کتب آسمانی پیشین است که از تحریف و دستکاری انسان مبرا می‌باشد:
- و امکان ندارد که به دروغ افترا زنید که این قرآن(عظیم) به غیر از جانب خداوند است. بلکه تصدیق‌کننده آنچه(کتب آسمانی) در دست شماست و تفصیل‌دهنده تعالیم کتاب الهی می‌باشد. هیچ شک نیست که آن از جانب پروردگار جهانیان است.(یونس،۳۷)
این تفصیل شاید به این معنا باشد که قرآن بر خلاف این دو کتاب که در اصل جنبه قومی و انحصاری دارد دارای تعالیمی جهان شمول، ابدی و کامل است و بی‌هیچ شکی و تردیدی تمامی انسان‌ها را به سوی سعادت وکمال هدایت می‌کند:
- نیست آن قرآن مگر ذکری برای همه مردم عالم.(تکویر،۲۷)
از این نگرش می‌توان نتیجه گرفت که قرآن با وجود تایید صریح بر کتب مذکور، آنها را به نوعی نسخ شده دانسته و تعالیم آنها را مستقلاً و منفرداً قابل تأسی و پیروی نمی‌داند و تنها دین اسلام و آیین مسلمانی را دین بر حق و قابل قبول می‌داند.
- همانا دین واقعی نزد خداوند(فقط) اسلام است.(آل‌عمران،۱۹)
با این توضیحات می‌توان نظر قرآن درباره تورات و انجیلی که در زمان ظهور اسلام وجود داشته را بدین صورت خلاصه نمود:

۱- مقداری از متون آنها اصلی است.(آل عمران،۹۳)
۲- قسمتی از مطالب اصیل ان از بین رفته است.(آل عمران،۲۳)
۳- مقداری از متون غیرالهی به آن اضافه شده است.(بقره،۷۸و۷۹)
۴- در کلیت آن تغییر و تبدلات رخ داده است.(مائده،۱۳و۱۴)
البته لازم به ذکر است که در قرآن فقط از پنج سفر تورات و از انجیل نام برده شده است و از مابقی ملحقات دینی این کتب (عهد عتیق و جدید) جز زبور ذکری به میان نیامده است.(قاموس قرآن، ص۲۹۷تا۲۹۳)
(عهد قدیم متشکل از ۳۹ کتاب است که در سه بخش تورات، کتوبیم و نبی‌آیم تدوین شده‌اند. عهد جدید نیز مجموعه‌ای متشکل از ۲۷ قسمت است که در چهار بخش اناجیل، اعمال رسولان، نامه رسولان و مکاشفات یوحنا تدوین گردیده‌اند.)
صحف ابراهیم و زبور داود در قرآن
در قرآن غیر از تورات و انجیل به دو کتاب دیگر نیز به نام، اشاره شده است، یکی صحف ابراهیم و دیگری زبور داود. البته آیات محدودی که در خصوص این دو کتاب در قرآن وجود دارد، آنچنان گویا نیست که بتوان به ماهیت آنها پی برد، با این وجود نکاتی قابل ذکر است که به آن اشاره می‌گردد:
صحف ابراهیم
نام ابراهیم ۶۹ بار در قرآن به احترام و بزرگی یاد شده و در اثنای آنها فرازهای مختلفی از زندگی او برای عبرت مومنین بیان شده است. خداوند او را فردی یکتا‌پرست و دین او را حنیف خوانده است(آل عمران،۶۷) و امر می‌فرماید که دین ابراهیم را پیروی کن(نساء، ۱۲۵). او پیامبری راستین و فردی صدیق بود(مریم،۴۱) و خداوند به او و خاندانش نعمت حکمت و سروری اعطا نمود(نساء،۵۴). در تعالیم اسلامی ابراهیم از پیامبران اولی‌العزم و دارای شریعت می‌باشد، و قرآن در چند مورد اشاره دارد که ابراهیم علیه‌السلام دارای کتاب آسمانی به نام «صحف» بوده است.

- سرای آخرت بسی بهتر و پاینده است، همانا این حقیقت در صحف (رسولان) پیشین(یعنی) صحف ابراهیم علیه‌السلام و موسی علیه‌السلام ذکر شده است.(اعلی۱۹تا۱۷)
(از آیه فوق استفاده می‌شود که کتاب ابراهیم مجموعه‌ای از دستنوشته‌ها و کتابچه‌ها بوده است. زیرا اگر در آیه، لفظ «صحیفه» به صیغه جمع یعنی «صحف» بیان شده است، جهت اشاره‌ای به دو کتاب ابراهیم و موسی نیست، بلکه این کلمه نام خاص برای نامه‌ها یا نوشته‌های دینی مربوط به ابراهیم می‌باشد. چون در زبان عربی برای دو شیء، صیغه تثنیه می‌آورند نه جمع.)
آن‌چنان‌که از بیان قرآن مشهود است این کتاب یا کتاب‌ها محتوایی آسمانی و نازل شده از سوی خداوند داشته‌اند، و متون آن مجموعه‌ای از وحی الهی بوده است که به ابراهیم نازل شده بود.(نساء،۶۳)
- بگو ایمان آوردیم به خدا و آنچه نازل شده به ما و آنچه نازل شد بر ابراهیم…(آل‌عمران،۸۴)
اما از آنجا که ابراهیم (بر طبق شواهد تاریخی) حدود ۳۸۰۰ سال قبل می‌زیسته است، از کتاب او چیزی بجای نمانده و حتی در کتب مقدس عبرانی نیز نامی از کتاب و متن آن نرفته است.
اما از اشارات قرآنی مشخص است که محتوای صحف ابراهیم با کتاب موسی کاملاً هم‌سو و هم‌سنگ بوده است.(اعلی،۱۹)
زبور داود
داود یکی از پیامبران معروف بنی‌اسرائیل است(متولد ۱۰۳۳ ق.م) که حدوداً ۳۷۰ سال پس از رحلت موسی، پادشاهی بزرگی در اورشلیم و سپس در تمام سرزمین‌های یهودیه و اسرائیل برپا نمود. نام او در قرآن ۱۶ بار ذکر شده است. قرآن او را از افضل انبیای الهی دانسته (اسراء،۵۵) و تاکید نموده است که خداوند به او کتابی به نام زبور اعطا کرده بود:

- و ما به داود زبور را اعطا کردیم. (نساء،۱۶۳)
در دوران سموئیل نبی و پادشاهی شائول (طالوت)، اقوام (دوازه سبط) بنی‌اسرائیل در سرزمین کنعان گسترده شدند و ده سبط در شمال و دو سبط یهودا و بنیامین نیز در جنوب اسکان یافتند. این دو سرزمین در دوران حکومت داود و سلیمان متحد و یکپارچه گردید و مملکت اسرائیل را تشکیل دادند اما پس از آنان در دوران سلطنت رحبعام فرزند سلیمان این دو سرزمین منفک گردیده و دو حکومت مستقل به نام اسرائیل و یهودا تأسیس شد که مرکز حکومت شمالی (اسرائیل) سامره، و مرکز حکومت جنوبی (یهودا) اورشلیم بود. برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به قاموس کتاب مقدس، ذیل صفحه ۵۳ ذیل لغت مملکت اسرائیل.
نام زبور تنها ۳ بار در قرآن آمده است و مطلب بیش‌تری از ماهیت آن فاش نشده است. اما آن چنان که از نامش پیداست احتمالاً زبور متن سرودگونه‌ای داشته که داود آن را با آوازی زیبا می‌خوانده است چنان که هنگام تلاوت آن (ذکر خداوند) پرندگان و حتی کوه‌ها با او هم آواز می‌شدند. (سبا،۱۰)
بنابر آنچه از کلام قرآن مشهود است، زبور نیز ماهیتی آسمانی داشته و کلام الهی در آن(یا لااقل در بخش‌هایی از آن) درج بوده است. چنانکه خداوند صریحاً می‌فرماید:
- و به تحقیق ما بعد از ذکر الهی، در زبور مکتوب نمودیم که همانا زمین ارث بندگان صالح خداوند است.(انبیا،۱۰۵)
البته هم اکنون در مجموعه کتب مقدس عبرانی، یعنی در عهد قدیم و در بخش کتوبیم کتابی به نام تهیلیم یا زبور وجود دارد که به داود نسبت داده می‌شود، اما بنابر تحقیقات محققین ادیان، تدوین آن پس از دوران اسارت بابلی صورت گرفته است و برخی از متون آن مسلماً مربوط به داود علیه‌السلام نمی‌باشد. (هاکس، قاموس، ص۷۹۶)، (برای مطالعه بیشتر می‌توانید به کتاب «پژوهشی توصیفی در کتب مقدس» نوشته داود کمیجانی،‌منتشرشده از سوی سازمان چاپ نشر ارشاد، فصل دوم مراجعه نمایید.)

برخی تحقیقات مستشرقین در این زمینه
توجه وافر قرآن به کتب ادیان الهی پیشین، مخصوصاً تورات موسی و انجیل عیسی باعث شده تا بخشی از مطالعات مستشرقین به این موضوع اختصاص یافته است. از میان این مطالعات می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:
- پژوهش سیمون وایل درباره تورات در قرآن(چاپ اشتوتگارت، ۱۸۳۵م)
- مجموعه مقالات هیرشفلد درباره مطالعات یهودی- اسلامی که در مجله الفصول الیهودیه در فاصله سال‌های ۱۹۱۰م تا ۱۹۱۱‌م منتشر شد.
- تحقیق فریلیندر به نام «ترکیب الفصل فی الملل و النحل للشهرستانی» انجام داد و در یادنامه نولدکه به چاپ رسید.
- پژوهش باومشتارک درباره مسیحیت و یهودیت در قرآن و اسلام(چاپ ۱۹۲۷م)
- پژوهش دیگر او با عنوان «مطالعه مذهب طبیعت واحده نصرانی در قرآن» که در سال ۱۹۵۳‌م منتشر شد.
- تحقیقات دیوید بانت. وی در ابتدا به مطالعه زبان آرامی قدیم و زبان‌های کنعانی می‌پرداخت و سپس به پژوهش در زبان عربی و فلسفه اسلامی در آکادمی علم یهودی آغاز کرد و تحقیقات فراوانی را منتشر کرد که از جمله آنها نقد کتاب«الحجه و الدلیل فی نصره الدین الذلیل» اثر یهودا هالیفی و نیز چاپ «تنقیح الابحاث فی الملل الثلاث» ابن‌کمونه با ترجمه آلمانی بود.(نجیب عقیقی، المستشرقون ص ۴۷۹،‌۴۳۱ ،۴۰۰)
این تحقیقات نسبتاً گسترده در خصوص یک موضوع، آن‌هم در عرصه دین‌شناسی صرف نظر از نتایج آن خود گواهی بر اهمیت و تاثیرگذاری آن بر باورها و اعتقادات جهان شناسانه پیروان ادیان دارد آن‌چنان که محققین و پژوهشگران دینی را بر آن داشته تا هویت خود را در بین معارف و تعالیم دین بعدی جستجو نمایند و در پی درک میزان ارتباط و سنخیت آنها تلاش کنند.

اما این امر چندان در نظر قرآن‌شناسان و دین‌پژوهان اسلامی مورد نظر و توجه نبوده است، و تا حال تحقیقات متقنی نسبت به آن صورت نداده‌اند. در حالی که بسیار مناسب است تا اسلام‌شناسان به استناد و استعانت از معارف قرآنی، هویت ادیان ابراهیمی(یهودی و مسیحی) گذشته را بازیافته و معرفی نمایند تا در مقایسه‌ای درک شود آنچه که هم اکنون از این دین به جا مانده تا چه میزان با تعاریف قرآن از آنها، مطابقت دارد. این امر هم ما مسلمین را به حقیقت ادیان و از جمله دین خود آگاه می‌سازد و هم به پیروان ادیان مذکور کمک می‌نماید تا جهت تنقیح باورهای دینی خود ملاکی داشته باشند.
کتاب‌شناسی:
۱- المفردات فی غریب القرآن، الراغب اصفهانی، دفتر نشر الکتاب، طهران ۱۴۰۴ق
۲- طباطبایی، سیدمحمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، تهران، کانون انتشارات محمدی، سال ۱۳۶۳ش
۳- عبدالباقی، محمد فواد، المعجم المفهرس، قاهره، دارالکتب مصریه، ۱۳۶۴ش
۴- قرشی، سیدعلی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۱ش
۵- آرام، زهرا، مقایسه‌ای اجمالی بر شرح وقایع تاریخی میان تورات و انجیل با قرآن، تهران، انتشارات امید دانش، سال ۱۳۸۹ش
۶- هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، بیروت، ۱۹۲۸م و تهران، اساطیر ۱۳۷۷ ش
۷- عقیقی، نجیب، المستشرقون، بیروت ۲۰۰۳ م
۸- داود کمیجانی، گزارشی توصیفی از کتب مقدس، تهران، سازمان چاپ نشر ارشاد، سال ۱۳۸۴

 

چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناک بودن آن

چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناک بودن آن

برای شناخت وهابیت و آگاهی از خطرات آنها نسبت به دین اسلام، باید این مسلک انحرافی را از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار دارد.

 

 

پیدایش وهابیت‏

مسلک وهابیت، منسوب به محمد بن عبدالوهاب نجدی است و علّت این که آن را به خود شیخ محمد نسبت نداده‏اند، به این جهت است که مبادا پیروان این مذهب، نوعی شرکت در نام پیامبر را پیدا کنند.

محمد بن عبدالوهاب، در سال ۱۱۱۵ ق. در شهر «عیینه» چشم به جهان گشود. او از کودکی به کتاب‏های تفسیر، حدیث و عقاید، علاقه داشت و از همان دوران جوانی، اعمال مذهبی مردم «به خدا» را زشت می‏شمرد. وی به مدینه رفت و در آن جا توسل مردم به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افکار و عقاید خود را که قبلاً از سوی ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم پی‏ریزی شده بود، اظهار نمود و به تبلیغ و ترویج و رسمیت دادن آنها همت گماشت.

 

پندارهای وهابیان

وهابیان معتقدند که هیچ انسانی، نه موحد است و نه مسلمان؛ مگر این که اموری را ترک کند. این امور عبارتند از:

۱٫ به وسیله هیچ یک از رسولان و اولیا، به خداوند توسل نجوید و در صورت توسل، در راه شرک گام نهاده، مشرک می‏باشد.

۲٫ زائران به قصد زیارت، به آرامگاه رسول خدا نزدیک نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روی قبر نسازند.

۳٫ از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله طلب شفاعت نکنند.

۴٫ زیارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه برای آنان، شرک است.

۵٫ وهابیان بر این باورند که مسلمانان، در طی روزگار، از آیین اسلام منحرف شده‏اند.

۶٫ هر گونه مراسم تشییع جنازه و سوگواری حرام است.

این منطق خشک و بی‏پایه، در تقابل با منطق وحی قرار دارد؛ زیرا قرآن در موارد یاد شده، نظراتی صریح و مخالف وهابیان دارد.

در قرآن آمده است:

۱٫ «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القُربی».۱

یکی از مصادیق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بیت و ذی القری، قبرهای آنان و تعمیر آنهاست و این راه و رسم، در میان ملت‏های مختلف جهان وجود دارد و یک نوع سنّت عرفی به حساب می‏آید.

۲٫ «… فقالوا ابنوا علیهم بنیانا… قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذّن علیهم مسجدا».۲

هنگامی که واقعه اصحاب کهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان، دو نظر ابراز داشتند که آیه متذکر آن می‏شود و انتقاد یا لحن اعتراضی نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به این آیه، هرگز نمی‏توان تعمیر قبور اولیای الهی و صالحان را عملی حرام و یا حتی مکروه قلمداد کرد؛ بلکه این آیه، به نوعی تشویق می‏کند که برای بزرگداشت اولیا و صالحان و حفظ قبرهای آنان، باید کوشا بود.

۳٫ «و استغفر لذنبک و للمؤمنین».۳

۴٫ «وصلّ علیهم ان صلاتک سکن لهم».۴

آیات فوق نیز بیان‏گر این است که طلب آمرزش پیامبر در حق افراد، کاملاً مؤثر و مفید می‏باشد و موضوع شفاعت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله و دعای آن حضرت، نه تنها در آیات صریح، بلکه در احادیث عامه و خاصه و سیره صحابه نیز مشهود است.

اندیشه‏های سیاسی و اجتماعی وهابیان‏

وهابیان قائل به جنگ با دیگر فرقه‏ها و مذاهب اسلامی هستند و مدعی‏اند که یا باید به آیین وهابیت درآیند و یا جزیه دهند. آنان مخالفان خود را متهم به کفر و شرک می‏کنند و اموال، نفوس و ناموس دیگران را حلال می‏دانند و آیات مربوط به شرک و کفر را بر مسلمانان مخالف خود منطبق می‏کنند که این، بزرگ‏ترین ضربه به پیکر جامعه اسلامی و مسلمانان است.۵

با این تفکر بسته و خشک وهابیت بود که وقتی سعودی‏ها (در سال ۱۳۴۴ ق.) بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلّط یافتند، مشاهده متبرک بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر را شکستند و از بین بردند.۶

برای عملکرد و کارهایی که وهابیان در حوزه اجتماع و سیاست انجام داده‏اند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعی، باید به کتاب‏های تاریخی مراجعه کرد. چهره خشن و متعصب طالبان در افغانستان، در عرصه سیاست، حکومت و مردم‏داری، نمونه‏ای از اندیشه‏های وهابیان است.

بنابراین، وهابیت هم در نحوه پیدایش و انعقاد تفکّر، مغبوض عالمان فرقه‏های مختلف مسلمین بوده‏اند و هم در نگرش نسبت به مسائل دینی مورد مخالفت عالمان قرار گرفته‏اند و اولین کتابی که در رد وهابیت نگاشته شده، کتاب «الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه» بود که به وسیله برادر محمد بن الوهاب (سلیمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است.

در عرصه سیاست نیز آنان جاده صاف کن دشمنان دین و اسلام بوده‏اند. این آیین و مسلک، ساخته و پرداخته انگلیسی‏ها است و همین ننگ برای این مسلک و پیروان آن کافی است.

 

گسترش وهابیت‏

در ارتباط با گسترش این فرقه، می‏توان به این عوامل اشاره کرد:

۱٫ تشدید فعالیت‏های تبلیغاتی و فرهنگی وهابیان در داخل ایران و حوزه‏های مسلمان نشین خارجی (نظیر حوزه قفقاز، بالکان و سایر کشورهای مجاور ایران) که آمادگی تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران را دارند، مشاهده می‏شود. وهابیت به عنوان جریانی انحرافی در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظیفه جلوگیری از تداوم و گسترش اسلام اصیل را بر عهده داشته، ازاین‏رو، تخریب و ایجاد تزلزل در مبانی فکری و اعتقادی شیعیان، به عنوان محور اصلی این جریان را دنبال می‏کند. از این رو در سال‏های اخیر در جهت همسویی با تهاجم فرهنگی و نظامی آمریکا علیه کشورهای اسلامی و به خصوص ایران، فعالیت‏های تبلیغی خود را در ایران توسعه بخشیده است.

۲٫ وهابیت به دلیل افکار اعتقادی خاصی که در باب شفاعت، توسل، شرک و مانند آن دارد، در تعارض کامل با مذهب شیعه است؛ هر چند که اکثریت فرقه‏های اهل سنت با تفکرات این گروه مخالفند از این رو، گروه یاد شده همواره در تلاش است تا با تبلیغات سازمان یافته (اعم از کتاب، مقاله، سخنرانی و مانند آن)، با شیعه مقابله کند.

۳٫ خطر بزرگ‏تر این گروه، روش‏های دور از منطق اسلامی است که در مسائل سیاسی و حکومتی در پیش گرفته است. ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبری ملاعمر و اسامه بن لادن) نمونه‏ای از این فعالیت‏هاست. که سبب بهانه جویی غربی‏ها شد تا مسلمانان را به تروریسم و خشونت و مخالفت با تمدن متهم کنند؛ تا جایی که دست قدرت‏های استعماری غرب – به خصوص آمریکا – را در منطقه باز گذاشته، زمینه دخالت‏های نظامی و سیاسی آنان در کشورهای اسلامی را فراهم ساخته است که افغانستان و عراق دو نمونه بارز این دخالت‏ها به شمار می‏آیند.

 

برای آگاهی بیشتر به کتابهای زیر مراجعه کنید:

۱٫ آیین وهابیت، جعفر سبحانی.

۲٫ وهابیت، مبانی فکری و کارنامه عملی، جعفر سبحانی.

۳٫ تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج ۳، ص ۱۴۳۰٫

۴٫ وهابیان، علی اصغر فقیهی.

۵٫ خاطرات مسترهمفر (جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی، ترجمه استاد علی کاظمی).

۶٫ وهابیت از دیدگاه مذاهب اهل سنّت، خالصی خراسانی.

۷٫ تاریخ عقاید وهابی، قزوینی.

 

منابع :

۱٫ شوری، آیه ۲۳٫

۲٫ کهف، آیه ۲۱٫

۳٫ محمد، آیه ۱۹٫

۴٫ توبه، آیه ۱۰۳٫

۵٫ مبلغی آبادانی، تاریخ ادیان و مذاهب، ج ۳، ص ۱۴۳۲٫

۶٫ آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج ۸، ص ۲۶۱

 

آشنایی با وهابیت

پیشینه وهابیت چیست وازکجا شروع شد؟

پیشوای نهضت وهابیت محمد بن عبدالوهاب نجدی (۱۱۱۵-۱۲۰۱/۱۷۰۳-۱۷۸۲) نام دارد. نام وهابیت را مخالفان به آنها داده‌اند در حالیکه پیروان آن خود را الموحدون و مذهب خود را محمدیت نامیده‌اند این گروه سنی و پیرو مذهب احمد بن حنبل می‌دانند.

عقاید:


۱- هر چیزی که بجز خدای تعالی مورد عبادت قرار گیرد خطاست و هر کس این چیزها را عبادت کند سزاوار مرگ است.
۲- جماعت زیادی از مسلمانان موحد نیستند زیرا می‌کوشند تا عنایت خدا را با زیارت قبور اولیا بدست آورند بنابراین مشرکند.
۳- ذکر نام پیامبر، ولی، یا فرشته‌یی در نماز شرک است.
۴- اگر غیر از خدا از کسی شفاعت جویند کفر است.
۵- هرکسی برای روا شدن حاجات خود از غیر خدا یاری بخواهد کافر است.
۶- علمی که مبتنی بر قرآن مجید سنت پیامبر و استنباط‌های ضروری عقل نباشد. کفر است
۷- انکار قدر (قدرت داشتن انسان بر انجام کارها) در همه افعال به معنی الحاد و بدعت است.
۸- تفسیر قرآن بر پایه تأویل کفر است.

تفاوت وهابیت با مذهب حنبلی:


۱- حضور نماز جماعت واجب است.
۲- استعمال یا شرب تنباکو حرام است.
۳- زکوه باید از منافع نهانی پرداخت شود مانند امور تجاری
وهابیت به مسئله توحید حساس بود و اعتقاد داشتند که خداوند همه چیز را آفریده و هیچکس حق فرمان راندن بر آن را ندارد. و اداره امور عالم فقط باید به دست خدا باشد. خدای تعالی به تنهایی شارع عقاید است و اوست که حلال و حرام را بیان می‌کند و سخن دیگری جز خدا و پیامبر در دین حجت نیست.
نهضت‌ وهابیه، هر چند در آغاز به نام اصلاح و پیراستن اسلام از بدعت گمراهان و بازگردانیدن آن به شیوة (سلف صالح) آغاز شد اما در عمل خود به صورت یکی از موانع رشد و پویایی و پیشرفت اندیشه مسلمانان درآمد چنانکه پیروان این نهضت تا این اواخر در شمار بی‌خبرترین و وامانده‌ترین ملت‌های مسلمان بودند.
و همچنین به دلیل کشتارها و ویرانیهایی که وهابیان در سرزمین‌های اسلامی بویژه مکه و مدینه مرتکب شدند و بر تعصب‌ها و کشاکش‌های فرقه‌یی میان مسلمان افزودند و آثار تاریخ و معابر و معابد بسیاری را خراب کردند. آنان در شناساندن اسلام اگر چه از لحاظی با قرآن و سنت مطابقت داشت ولی از جهات دیگر مخالف مبادی اسلامی بود به نظر همه مذاهب اسلامی به جز حنبلی‌ها عقاید وهابیه در معنای بدعت و حرمت زیارت و بذبح و نذر و شفاعت و جز آنها با اصول اسلامی مطابقت ندارد.

گزیده ای ازفرمایشات مولایمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

کلام جانبخش حضرت مهدى(علیه السلام)، که در ضمن دیدارهایى با موالیان حقیقى و شیعیان خاص، یا در توقیعات شریفه از ناحیه مقدسه آن بزرگوار صادر شده است، در همه ابعاد، الهام دهنده، راهگشا، تعهّد بخش و حرکت آفرین است.

تدبّر در نمونههایى از سخنان حضرت، مىتواند شیوایى و غناى معجزه آساى آن را به ما بشناساند و در راستاى شناخت بیشتر آن امام کریم و عمل به خواستههاى خدا جویانه وارشادات حکیمانه ایشان، یاریگرمان باشد.

معرّفى خویشتن:

*یگانه مظهر الهى: «انا بقیّة اللّه فی أرضه».

من یگانه مظهر و الهى باقیمانده در زمین هستم.

*حجّت خدا: «انا حجّة اللّه على عباده».

من حجّت خداوند بربندگان اویم.

*پایان بخش سلسله وصایت: «انا خاتم الأوصیاء».

من آخرین وصىّ پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و پایان دهنده سلسله وصایت مىباشم.

*قیام کننده: «انا القائم من آل محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) ».

من، قیام کننده از خاندان پیامبر خدا حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)هستم.

*احیاگر عدلت: «انا الّذى أخرج فى آخر الزّمان بهذا السّیف فاملأ الارض عدلا وقسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً».

من با این شمشیر در آخر زمان قیام مىکنم و زمین را از عدالت و داد، آکنده مىسازم چنانکه از بیداد و ستم پر شده باشد.

*انتقام گیرنده: «انا بقیّة اللّه فى أرضه والمنتقم من اعدائه».

من یگانه مظهر الهى، باقیمانده در زمین و انتقام گیرنده از دشمنان خدایم.

*مظهر و همراه حقّ: «ولیعلموا أنّ الحقّ معنا وفینا».

همگان بدانند که به راستى حقّ با ما و نزد ماست.

نقش خویش در حفظ و هدایت مردم:

*واسطه دفع بلاها: «بى یدفع اللّه البلاء عن اهلى و شیعتى».

«به وسیله من است که خداوند عزّوجلّ بلا و مصیبت را از اهلبیت و شیعیان من دور مىگرداند.»

* سبب امنیّت: «إنى لامان لأهل الأرض کما أنّ النّجوم أمان لاهل السّماء».

«همانا من موجب امنیّت براى اهل زمین هستم چنانکه ستارگان سبب امنیّت اهل آسمانهایند.»

*یاد کرد و مراعات: «انّا غیر مهملین لمراعاتکم ولاناسین لذکرکم، ولولا ذلک لنزل بکم اللاَّْواء واصطلمکم الاعداء».

ما در مراعات حال شما کوتاهى نمىکنیم و یادتان را از خاطر نمىبریم و اگر جز این بود بلاهاى سنگین بر شما وارد مىشد و دشمنان، شما را نابود مىکردند.

*مواظبت و مراقبت: «انّا یخیط علماً بأنبائکم ولایعزب عنا شیىء من اخبارکم».

«ما به اوضاع و احوال شما آگاهیم و هیچیک از اخبار شما بر ما پوشیده نیست.»

*بهره رسانى: «و امّا وجه الانتفاع بى فى غیبتى فکا لانتفاع بالشّمس اذا غیبها عن الابصار السحاب».

«امّا چگونگى بهره بردن از من در دوران غیبتم مانند بهرهورى از خورشید است زمانى که ابرها آن را از دیدگان، پنهان ساخته باشند.»

وظیفه شیعیان:

*رجوع به دین شناسان: «و اما الحوادث الواقعه، فارجعوا فیها الى رواه حدیثنا فانّهم حجّتى علیکم و أنا حجّة اللّه».

«امّا در پیشامدهاى روزگار، به راویان احادیث ما مراجعه کنید، زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم.»

*محبّت ورزیدن: «فلیعمل کلّ امرء منکم ما یقرب به من محبّتنا».

«پس هر یک از شما باید به آنچه او را به مقام محبّت ما نزدیک مىکند، عمل نماید.»

*دورى از گناه: «فلیدعوا عنهم اتّباع الهوى».

«همگان باید گناه و پیروى از هواى نفس را ترک کنند.»

*تقوى و تسلیم: «فاتّقوا اللّه و سلموا لنا وردّ والامر الینا فعلینا الاصدار کما کان منا الایراد».

«تقواى الهى پیشه کنید و تسلیم ما باشید و امر دین را به ما ارجاع دهید، زیرا بر ماست که شما را سیراب از سرچشمه بیرون آوریم همچنانکه ما شما را به سرچشمه بردیم.»

*دعاى زیاد: «اکثرو الدعاء بتعجیل الفرج فانّ ذلک فرجکم».

«براى نزدیک شدن ظهور و فرج، زیاد دعا کنید که به راستى همین دعا، فرج شماست.»

*کسب معارف از اهلبیت(علیهم السلام) «طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوق لانکارنا».

«جستجوى معارف و دانشها، جز از طریق ما اهلبیت، مساوى با انکار ما است.»

شرط یارى:

*اخلاص و خیر خواهى و تقوى: «انّ اللّه قنعنا بعوائد احسانه و فوائد امتنانه، وصان انفسنا عن معاونة الاولیاء، الاّ عن الاخلاص فى النیّة وامحاض النّصیحة والمحافظة على ما هو أتقى و أبقى و أرفع ذکراً».

«به یقین، خداوند ما را به لطف و احسان مکرّر خویش و به بهرههاى انعام و کرم خود، راضى و خوشنود ساخته، و ما را نیازمند یارى دوستان قرار نداده، مگر آن یارى که از روى اخلاص در نیّت و خیرخواهى محض صورت گیرد و در آن، بر آنچه به تقواى الهى و بقاى نزد خدا و رفعت جایگاه، نزدیکتر است، محافظت شود.»

*اتحاد و اجتماع دلها: «ولو انّ اشیاعنا ـ و فقهم اللّه لطاعته ـ على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا».

«اگر شیعیان ـ که خدا براى اطاعت خود توفیقشان دهد ـ در راه وفاى به پیمانى که بر عهده دارند همدل و همراه مىشدند، سعادت دیدار ما براى ایشان به تأخیر نمىافتاد.»

*پرداخت حقوق الهى: «انّه من اتّقى ربّه من اخوانک فى الدّین و اخرج مما علیه الى مستحقیه کان آمناً فى الفتنة المبطله».

«همانا هر یک از برادران دینى تو، پرهیزگار باشد و حقوق الهى را که برعهده دارد به مستحقین آن بپردازد ـ به برکت دعا و یارى ما ـ در فتنههاى باطل کننده و ویرانگر، ایمن و محفوظ خواهد ماند.»

*پرهیز از گناه: «فما یحبسنا عنهم الاّ ما یتّصل بنا مما نکرهه ولانؤثره منهم».

«ما را ـ از دیدار و یارى شیعیانمان ـ باز نمىدارد مگر آنچه از کردارهاى ناپسند آنان به ما مىرسد که براى ما ناخوشایند است و توقّع آن را از ایشان نداریم.»

درباره ظهور:

*وابستگى به اراده خدا: «و امّا ظهور الفرج، فانّه الى اللّه».

«امّا امر ظهور فرج، بسته به اراده خداست.»

*ناگهانى بودن: «فانّ أمرنا بغتة فجأة، حین لاتنفعه توبة … کذب الوقّاتون».

«نسبت به گذشته، کسى را سود نبخشد … یقین کنندگان وقت ظهور، دورغگویند.»

*رهایى از طواغیت: «و إنّى أخرج حین أخرج ولابیعة لأحد من الطّواغیت فى عنقى».

«به یقین، من در حالى قیام خواهم کرد که بیعت هیچیک از طاغوتهاى دوران برگردنم نباشد.»

*حادثهاى در مکّه: «وآیة حرکتنا من هذه اللّوثة حادثة بالحرم المعظّم، من رجس منافق مذمّم، مستحل للدّم المحرّم، یعمد بکیده أهل الایمان».

«نشانه حرکت ما از این خانهنشینى، واقعهاى در حرم با عظمت مکّه است. حادثهاى که در اثر پلیدى شخصى منافق و نکوهیده پدید مىآید، که خونریزى را حلال مىشمارد و با مکر و نیرنگ، قصد جان مؤمنان مىنماید.

*یاران وقت ظهور: «فاذا أذنت فى ظهورى فأیّدنى بجنودک واجعل من یتبعنى لنصرة دینک مؤیّدین و فى سبلک مجاهدین».

«خدای زمانى که اجازه ظهور به من مىدهى، مرا به لشکریان خود یارى فرما، همه کسانى را که براى یارى دین تو، به پیروى از من بر مىخیزند تأیید کن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار بده.»

درباره اهلبیت (علیهم السلام) :

*واسطه آفرینش ورزق: «و امّا الائمة (علیهم السلام) فانّهم یسألون اللّه تعالى فیخلق، و یسألونه فیرزق ایجاباً لمسئلتهم واعظاماً لحقهم».

«امّا امامان (علیهم السلام) از خداى تعالى در خواست مىکنند و خداوند به خاطر اجابت در خواست آنان و بزرگداشت حق ایشان، موجودات را مىآفریند و روزى مىبخشد.»

* الگو بودن زهرا سلام اللّه علیها : «و فى ابنة رسول اللّه صلىاللّه علیه وآله و علیها إلىّ أسوة حسنة».

«و در دختر رسول خدا که درود بر او و پدرش و خاندانش باد، براى من اسوه و الگویى نیکوست.»

* عزادارى امام حسین(علیه السلام): «فلئن اخّرتنى الدّهور، و عاقنى عن نصرک المقدور، و لم اکن لمن حاربک محارباً و لمن نصب لک العداوة مناصباً، فلأندبنّک صباحاً و مساء ولأبکینّ علیک بدل الدّموع دماً».

«اگر چه روزگار مرا به تأخیر انداخت، و تقدیر الهى مرا از یارى تو بازداشت و نبودم تا با آنان که علیه تو جنگیدند بجنگیم، و با کسانى که به دشمنى تو برخاستند بستیزم، در عوض هر صبح و شام بر تو ناله مىکنم و بجاى اشک در عزاى تو خون از دیده مىبارم.»

دیشب به یاد روى تو خون مىگریستم***از من مپرس بىتو که چون مىگریستم

اى کاش تا که بودى و مىدیدى از غمت***هردم چسان زسوز درون مىگریستم

تا صبح در فراق تو اى یار مهربان***فریادمىکشیدم و خون مىگریستم

هرشب زهجر ماه رخت، ناله سرکنم***سیلاب خون زچشم، روان تاسحر کنم

در جستجوى گوهر وصل تو تابه کى***این دل به موج اشک غمت غوطهور کنم

روى زمین ز سیل سر شکم پر آب شد***خاکى نماند تا که زهجرت به سر کنم

جانم به لب رسید و در این حسرتم هنوز***کاید دمى که سیر به رویت نظر کنم

شرمنده از گناه به راهت نشستهام***کو قدرتى که از سرکویت گذرکنم

گرجان و دل ز آتش هجر تو سوخت، من***حاشا هواى وصل تو از سر بدر کنم

بسمه تبارک و تعالى

«از خداى متعال فرج و ظهور

ولى عصر (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف) را بخواهیم»

قالَ جَعْفَر بْن مُحَمَّد الصّادِق (علیه السلام) :

مَنْ ماتَ مِنْکُمْ عَلى هذَا الاَْمْرِ مُنْتَظِراً کَانَ کَمَنْ کانَ فى فَسْطاطِ الْقائِم (علیه السلام) .

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرکس از شما در حال انتظار این امر (ظهور مهدى «عجلاللّه تعالى فرجه الشریف» ) بمیرد، همچون کسى است که در خیمه قائم (در حال جهاد همراه با آن حضرت) باشد.

کمال الدین و تمام النعمة، ص ۶۴۴